گنجور

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴۸ - قسمت کردن شهریار دروازه ها به نامداران کوید

 

برادر یکی بود نسناس را

که کندی به نیروی سنگ آس را

۱ بیت
عثمان مختاری
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱ - قصیده

 

ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را

امتحان واجب نیامد سفتن الماس را

تو کمان راستی را بشکنی در زیر زه

تیر مقصود تو کی بیند رخ برجاس را

موج دریا کی رسد در اوج صحرای خضر

[...]

۱۵ بیت
سنایی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۴۹ - جنگ اول اسکندر با روسیان

 

چنان راند برنده الماس را

که سر در سم افکند پرطاس را

۱ بیت
نظامی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۳

 

تشنه ام ساقی بیاور کاس را

بیش نشنو قول هر نسناس را

تو بگردان دور خود دور زمان

گو بگردان بر سر ما آس را

بامدادان بر سر ما کن سبک

[...]

۱۰ بیت
حکیم نزاری
 

اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۵۰ - حکایت آن شخص که گنج یافته بود

 

تا فریبد او عوام الناس را

می نماید فربهی آماس را

۱ بیت
اسیری لاهیجی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹

 

برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را

آینه شو که تا بری لذت انعکاس را

زاهد و میگسار را نیک شناخت پیر ما

شیخ زمانه گو بنه کسوت التباس را

قامت تو کجا سزد خلعت اتحاد را

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۲- سوره البقره » ۲۱- آیات ۴۳ تا ۴۵

 

گر که بگذاری ز سر وسواس را

با تو گویم «تَأمُرُونَ النَّاس» را

۳ بیت
صفی علیشاه
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۱۴ - در مدح ماه بنی‌هاشم حضرت عباس(ع)

 

ای که ناورد دلیران را ندیدی در نبرد

چهره‌ات از جمله شیران نگردیده زرد

خواهی ار بینی به دوران سپهر لاجورد

کیست هنگام جدل در وقعه ابطال مرد

بین به جنگ قوم کوی مردی عباس را

[...]

۴۴ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۱۴ - در مدح ماه بنی‌هاشم حضرت عباس(ع)

 

بین به جنگ قوم کوی مردی عباس را

تا ثنا بسرود شاه آسمان کرباس را

چند باید ناس دیدن طعنه نستاس را

از شهابت تیغ سوزم لشگر خناس را

فرق امیدم به سر ریزد تراب یاس را

[...]

۱۵ بیت
صامت بروجردی
 

میرزا آقاخان کرمانی » نامهٔ باستان » بخش ۴۵ - شاهنشاهی ارزاس

 

بیاراست پس تاج الماس را

نشانید بر تخت ارزاس را

۱ بیت
میرزا آقاخان کرمانی
 

ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۶ - نکته

 

گر بر کناس بری یاس را

رنجه کنی شامه کناس را

۱ بیت
ایرج میرزا