محمد وصیف سگزی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲
مملکتی بود شده بی قیاس
عَمْرو بر آن ملک شده بود راس
از حد هند تا به حد چین و ترک
از حد زنگ تا به حد روم و گاس
رأس، ذَنَب گشت و بشد مملکت
[...]
رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۷۱
نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
بتیم وا تگران آید از در تیماس
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد
نخُستآفرینش خِرَد را شِناس
نگهبانِ جان است و آنِ سه پاس
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
بسودی سه دیگر گره را شناس
کجا نیست از کس بر ایشان سپاس
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
منی کرد آن شاه یزدان شناس
ز یزدان بپیچید و شد ناسپاس
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
به یزدان هر آن کس که شد ناسپاس
به دلش اندر آید ز هر سو هراس
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
به آیین خویش آورد ناسپاس
چنین گر تو مهمان شناسی شناس
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
که ای شاه پیروزِ یزدانشناس
ستایش مر او را و زویت سپاس
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۶
ز دیوان هرآنکس که بد ناسپاس
وز ایشان دل انجمن پرهراس
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
تو مر دیو را مردم بد شناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱
جهان را دل از خویشتن پر هراس
جرس برکشیده نگهبان پاس
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱
همت گویم و هم پذیرم سپاس
کنون بشنو ای جفت نیکیشناس
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲ - سخن دقیقی
بپوشید جامهٔ پرستش پلاس
خرد را چنان کرد باید سپاس