گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷۹
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شد

 

حاجبی گفتا که هست او بی‌گناه

ازچه سربریدنش فرمود شاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتار عباسه دربارهٔ نفس

 

چون مدد می‌گیرد این نفس از دو راه

بس عجب باشد اگر گردد تباه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاه

 

ژنده‌ای پوشید، می‌شد پیر راه

ناگهان او رابدید آن پادشاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاه

 

چون درآمد از همه سویی سپاه

هم تو بازافتی و هم نفست ز راه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت غافلی که از ابلیس گله داشت

 

گفت ابلیسم زد از تلبیس راه

کرد دین بر من به طراری تباه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشت

 

شیخ راگفتا چو شد پیدا دو راه

در کدامین ره رویم این جایگاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشت

 

وادییشان پیش آمد بس سیاه

واشکارا شد در آن وادی دو راه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کرد

 

گفت آخر پیش چون من پادشاه

سوی غیری چون توان کردن نگاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتار جنید دربارهٔ خوشدلی

 

تا که ندهد دست وصل پادشاه

پای مرد تست ناکامی راه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کرد

 

چشم بسته می‌روم در سال و ماه

عاقبت آخر رسم آن جایگاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتار شیخ خرقان در دم آخر

 

گر درآید بنده بی حرمت به راه

زود راند از بساطش پادشاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت ذالنون که چهل مرقع پوش را که جان داده بودند دید

 

چل مرقع پوش را دیدم به راه

جان بداده جمله بر یک جایگاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شد

 

چون بر محمود بردندش سپاه

شد مسلمان عاقبت آن پادشاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شد

 

خسرو هندوش گفت ای پادشاه

من نمی‌گریم ز بهر ملک و جاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادند

 

غازیش چون دید سر بر خاک راه

گفت نصرت یافتم این جایگاه

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوش

 

هیچ نتوانند دید آن قوم راه

چه بدو چه نیک جز زان جایگاه

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷۹
 
تعداد کل نتایج: ۱۵۸۰