گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۵
۲۰
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی معرفت » بیان وادی معرفت

 

باز جان و تن ز نقصان و کمال

هست دایم در ترقی و زوال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی حیرت » گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بود

 

نیست مردم را نصیبی جز خیال

می نداند هیچ کس تا چیست حال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی فقر » سؤال پاک‌دینی از نوری دربارهٔ راه وصال

 

پاک دینی کرد از نوری سؤال

گفت ره چون خیزد از ما تا وصال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » پاسخ پروانه به پرندگان که او را از سوختن منع می‌کردند

 

چون نخواهد بود از شمعت وصال

جان مده بر جهل، تا کی زین محال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادند

 

چون ندانستند هیچ از هیچ حال

بی زفان کردند از آن حضرت سؤال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » ...

 

مشک خالش نقطهٔ جیم جمال

ماضی و مستقبل از وی کرده حال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » گفتار مردی راه‌بین هنگام مرگ

 

سایه از خورشید می‌جوید وصال

می‌نیابد، اینت سودا و محال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودند

 

پیر کرد آن قوم را حالی سؤال

گفت چیست این نقد برگویید حال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشر

 

آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال

گر کند در دشت حشر از من سؤال

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » سال سلیمان از موری لنگ

 

چون سلیمان کرد با چندان کمال

پیش موری لنگ از عجز آن سؤال

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » در فضیلت صدیق رضی الله عنه

 

مگر او درد دندان داشت ده سال

پیمبر را نکرد آگه ازان حال

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » در فضیلت مرتضی رضی الله عنه

 

لَنَقْلُ الصخر من قلل الجبال

اَحَبُّ اِلیَّ مِن مِنَنِ الرجالِ

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود

 

مگر ترسید آن مرد بد افعال

که بر گوید برادر را زن آن حال

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود

 

بدیشان گفت اگر من بدهم این مال

فروشندش بمن، گفتند در حال

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود

 

همه خاکستری گشتند در حال

ولیکن ماند باقی جمله را مال

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۲۰
 
تعداد کل نتایج: ۳۸۳