صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح صدیقه صُغرا، زینبِ کبرا (ع)
چون چشمِ نیممستِ تو غارتگری کند
تاراجِ عقل و هوش ز جن و پری کند
نبوَد دلی که تا بَرَد از دلبری و ناز
هر لحظه عشوه ز پیِ دلبری کند
دارم امیدِ وصلِ تو بسیار و عاقبت
[...]
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۱۵ - در بیان اذان گفتن بلال
کرد رحلت سوی جنت چو رسول قرشی
تنگ شد وسعت یثرب به بلال حبشی
کافری را بسر مسند دین والی دید
ز نبی مسجد و محراب نبی خالی دید
طاقتش طاق شد از گردش دور ایام
[...]
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۳۲ - مکالمه جناب علی اکبر با پدر بزرگوارش
اکبر آن سرو قد ماه جبین
شد چو مشتاق وصل حورالعین
همچو گردون نمود قامت خم
پی تعظیم شاه عرش مکین
کای پدر همرهان همه رفتند
[...]
صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۴۲ - واقعه شب عاشوراء
شام عاشورا چو آن موج بلا
موج زن شد در زمین کربلا
آل بوسفیان «کذاب اشر»
عازم جنگ «ملیک مقتدر»
عتترت طه به صد شوق و شعف
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۷۲ - مرثیه شاه خراسان(ع)
چو شاه طوس در ملک خراسان
ز سوز زهر شد حال پریشان
داد پر اضطراب و چشم گریان
زبان حال میفرمود نالان
الهییا الهی من غریبم
[...]
صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲ - مولود و منقبت فخر عالم(ص)
فصلِ ربیع است ای بُتِ حَبشیخال!
خسرو، فرود از بلندیِ اقبال
صفحهٔ گیتی گرفت با فر و اجلال
مرغِ سلیمان گشود به هر طرف بال
سادهرُخا! گوش ده به نغمهٔ داود
[...]
صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شماره ۹ - در مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع)
شامِ هجران است ای دل، دیده امید دار
ای جگر خون شو ز جویِ دیده، خونبار بار
گریه کن ای چشم، چون ابرِ بهاران زار زار
همچو من ای ناله، نالان باش و برگو یار یار
عاقبت گشتم ز هجرِ آن بُتِ فرخار خوار
[...]
صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲۶ - واقعه زمین کربلا
زمین کربلا ماوای شاه بیسراست اینجا
و یا جنات عدن کردگار اکبر است اینجا
چرا آب و هوایش اینقدر غمپرور است اینجا
همانا مرقد ریحانه پیغمبر است اینجا
که از عرش خدای لامکان بالاتر است اینجا
[...]
صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۳۰ - در مصیبت غریب الغربا(ع)
قبله هفتم رضا چون ار مدینه در بدر شد
عازم ملک خراسان خسرو جن و بشرشد
حضرت روحالامین در عرش اعلی نوحهگر شد
احمد مرسل به جهت دل غمین و دیدهتر شد
آسمان گفتا تقی از جور مامون بیپدر شد
[...]
صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب » شمارهٔ ۱۷ - و برای او
ای که نموده ترک سر بهره کلاه سروری
میترسد به سروری هیچ سری به سر سری
بیهده هیچکس نشد شحنه شهر مهتری
با ملک ار ترا بسر هست هوای همسری
ترک نماز جان و دل شیوه نفس پروری
[...]
صامت بروجردی » کتاب النصایح و التنبیه » شمارهٔ ۲ - فیالموعظه
داد دوشینه مرا هاتف غیبی آواز
کای به زندان تن و طالب خلوتگه راز
چه قصیر است تو را همت و آمال دراز
تا بود بسته در مرگ و در رحمت باز
حیرتم کز چه بسیج ره عقبی نکنی
[...]
صامت بروجردی » کتاب القطعات و النصایح » شمارهٔ ۴ - در بیوفایی زن و فرزند
شنیدهستم که شاپور ذوالاکناف
خصومت داشت با شاهی ز اسلاف
به شه گردید از شاپور در جنگ
ز بس جنگ خصومت عرصه شد تنگ
ز میدان جدال آمد فراری
[...]
