فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۴
دو دست از پس پشت بسته چو سنگ
دهن خشک و رفته ز رخساره رنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۵
نشاید جز از رستم تیز چنگ
که از ژرف دریا برآرد نهنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۵
که من با سواران ایران بجنگ
سوی شهر توران شوم بیدرنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۶
همی گفت رویم نبینی برنگ
ز خون مژه پشت پایم بلنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۶
ترا داد گردون بمردی پلنگ
بدریا ز بیمت خروشان نهنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۷
همه رخ چو دیبای رومی برنگ
فروزنده عود و خروشنده چنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۸
تو نشنیدی آن داستان پلنگ
بدان ژرف دریا که زد با نهنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۰
بگویش که ما را بسان پلنگ
بسود از پی تو کمرگاه و چنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۰
زمین را بدرانم اکنون بچنگ
بپروین براندازم آسوده سنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۱
بر اسبان نهادند زین خدنگ
همه جنگ را تیز کردند چنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۱
بسودند بسیار بر سنگ چنگ
شده مانده گردان و آسوده سنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۲
گرانمایه اسبان و زین پلنگ
نشانده گهر در جناغ خدنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۲
برفتند یکسر سواران جنگ
همه رزم را تیز کردند چنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۲
همی رزم جستی بسان پلنگ
مرا دست بسته بکردار سنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳
چو در جنگ لشکر شود تیزچنگ
همی پشت بینم ترا سوی جنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳
برآشفت پس شه بسان پلنگ
ازان پس بفرمودشان ساز جنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳
غمی گشت و پوشید خفتان جنگ
سپه را بفرمود کردن درنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳
بقلب اندرون بیژن تیزچنگ
همی بزمگاه آمدش جای جنگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۴
بیک دست بربسته شیر و پلنگ
بزنجیر دیگر سواران جنگ
