علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱ - اسرار ازل
تا دیده کودکی گشودم از خواب
دردا به هزار امید با پای شباب
هر در که زدم نداشت جز رنگ و فریب
هر سو که شدم نبود جز نقش سراب
در مدرسه غیر نحو، یا صرف نبود
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۲ - دریا
دوست دارم من این آسمان را
زانکه خشمش به خشم تو ماند
این کبود ستمگر چه زیباست
رنگ و کارش بچشم تو ماند
عاشقم من بدیدار دریا
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۳ - افسانه
چون سرآمد زمان جوانی
ای بسا آرزوها که مردند
لاله رویان بنا مهربانی
مهر دیرینه از دل ستردند
شد جوانی، وزان شور مستی
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۴ - ارانوس
شاید ز بیوفائی دورانم
بس خون رود ز دیده بدامانم
پتک غم ای طبیعت آهنگر!
چند بسر زنی، که نه سندانم
خیل غمم چنین بسر آوردی
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۵ - پری
کاش یاد آرد شبی را آن پری
کز کفش خوردم شراب لعل فام
شیشه شیشه باده بود اندر کنار
تا سحر نوشید با من جام جام
اندک اندک زان شراب لعلگون
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶ - بیاد گذشته
یاد آن دوران که حالی داشتم
دیده هر شب بر جمالی داشتم
با پریرویان نغز سیم ساق
گه فراق و گه وصالی داشتم
دست بر دامان ماهی میزدم
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۷ - شکایت
از بخت نامساعد و از جور روزگار
روزی هزار بار بنالم به پیش یار
تنها ز دست دوست ندارم شکایتی
دارم هزار شکوه از این چرخ کجمدار
این است رسم چرخ ستمگر که میزند
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۸ - ای سبیل
بازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیل
زان سبب از مسند لب میشوی دور ای سبیل
با دلی پر خون فرو ریزم ترا از پشت لب
کرده فرمانده مرا امروز مأمور ای سبیل
من بر این سودا نیم راضی، ولی خود آگهی
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۹ - شاهد بزم
چاره کار من بریدن ازوست
کاینچنین عشق با چو او نه نکوست
چند دلبر جفا کند، من صبر
آخر این دل مگر ز آهن و روست
آنکه رویش بود چو قرص قمر
[...]
علی اشتری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۰ - زبان نگاه
ای پری چشم اشکبارم دوش
حسرت چشم ناز دار تو داشت
گرچه خود در میان دل بودی
دل زار من انتظار تو داشت
تو نرفتی مگر که باز آئی؟
[...]
