گنجور

 
علی اشتری

دوست دارم من این آسمان را

زانکه خشمش به خشم تو ماند

این کبود ستمگر چه زیباست

رنگ و کارش بچشم تو ماند

عاشقم من بدیدار دریا

زانکه دریا نمود تو دارد

آری این خشمگین بحر مواج

رنگ چشم کبود تو دارد

خواهم این سیل سر کرده از کوه

از همه سو بسوی من آید

زانکه هر سو که روی آورد باز

چون نگاه تو بنیان کن آید

جام می چون در آید بگردش

یادم از چشم مست تو آید

وای از آن شور و حالی که جامی

بر لب من ز دست تو آید

ای دریغا! که چون دیدی ای شوخ

چشم من بر رخت اشگریزان

بر رخ من دو چشم ترا گاه

یک نگاه است و آنهم گریزان

 
 
نسکبان اندروید