دوست دارم من این آسمان را
زانکه خشمش به خشم تو ماند
این کبود ستمگر چه زیباست
رنگ و کارش بچشم تو ماند
عاشقم من بدیدار دریا
زانکه دریا نمود تو دارد
آری این خشمگین بحر مواج
رنگ چشم کبود تو دارد
خواهم این سیل سر کرده از کوه
از همه سو بسوی من آید
زانکه هر سو که روی آورد باز
چون نگاه تو بنیان کن آید
جام می چون در آید بگردش
یادم از چشم مست تو آید
وای از آن شور و حالی که جامی
بر لب من ز دست تو آید
ای دریغا! که چون دیدی ای شوخ
چشم من بر رخت اشگریزان
بر رخ من دو چشم ترا گاه
یک نگاه است و آنهم گریزان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.