کاش یاد آرد شبی را آن پری
کز کفش خوردم شراب لعل فام
شیشه شیشه باده بود اندر کنار
تا سحر نوشید با من جام جام
اندک اندک زان شراب لعلگون
هوشها از سر شد، ایمان ها ز دست
او بتر از من فتاده، لول لول
من بتر از او نشسته، مست مست
زلف افشان کرده بود و جان من
رخوتی مییافت از بوئیدنش
شرم حائل بود تا بوسم رخش
مرده اندر حسرت بوسیدنش
از لبانم تا لبانش بوسه خواست
ناز کردم غافلم کرد و ربود
زان تغافل تا بخود باز آمدم
هر کناری را نگه کردم، نبود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.