یاد آن دوران که حالی داشتم
دیده هر شب بر جمالی داشتم
با پریرویان نغز سیم ساق
گه فراق و گه وصالی داشتم
دست بر دامان ماهی میزدم
چشم در چشم غزالی داشتم
تا ببوسم چهره ای تابنده را
لااقل گاهی مجالی داشتم
کودکی بودم به مهری پای بند
وه چه آسوده خیالی داشتم
خاطری با مهر ماهی متصل
وز همه جا انفصالی داشتم
سرد و گرم روزگاران را ز عشق
با بهاری اعتدالی داشتم
جاودان پنداشتم این عیش را
وه که بیجا احتمالی داشتم
ای دریغا! دست چرخ از بیخ کند
گر امیدی بر نهالی داشتم
در جوانی پیر گشتم، کم بماند
گر نشاطی یا که حالی داشتم
اینک ایدل گر پناهی بایدم
در میان اشک و آهی بایدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.