اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵
صبحدمان، از می گل بوی مست
همچو نسیم سحر از جا بجَست
خواب نهان، در سر شهلای شوخ
تاب عیان، در سر مرغول شست
خانه به هم بر زده چون عهد تُرک
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱
یاد میدار که از مات نمی آید یاد
ای امید من و عهد تو سراسر همه باد
نکنی یک طرف از قصه ی من هرگز گوش
نه زِیم یک نفس از غصه تو هرگز شاد
یاوری نیست، که با خصم تو بردارم تیغ
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹
چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آید
چه زند سرو که با قد تو بالا بنماید
هر کجا بوی تو آمد ز صبا گرد نخیزد
هر کجا روی تو آمد ز سحر صبح نیاید
غمت آورد بدر صبر خرد گفت که حقا
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۸
که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
ز خون دل کنارش کمتر آید
نیارم بست در روی غمت در
که چون باد از ره روزن درآید
فرو شد در پیات روزم چه باک است
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۵
از دل گره غم تو بگشادم
سودای تو از دماغ بنهادم
بر من دگری گزیدهای شاید
او را به تو و تو را به او دادم
عمریست که خاک تو همیبوسم
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵
بر گل چو مثال عنبر انگیزی
در روم ز زنگ لشگر انگیزی
گه سنبل بسته را بشورانی
تا آفت شور دیگر انگیزی
گه نرگس مست را، بخوابانی
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۸
ای شاه ز ساغر نوالت
ایام ز نیم جرعه مستست
بیمار بقات تا قیامت
بر ملک در فنا به بست است
در حصن حمایت تو عالم
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۰
ای بجائی که پیش صورت تو
خانه بشکست نقشبند خرد
در نبندد شکسته بند قضا
هرکه را دست کین توشکرد
جامه ئی داد خازن تو مرا
[...]
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵۳
چون بدیدم بدیدهٔ تحقیق
که جهان منزل عناست کنون
راد مردان نیک محضر را
روی در برقع فناست کنون
آسمان چون حریف نامنصف
[...]
