دوش در عیش و عشرتی بودم
کز طرب تا بروز نغنودم
یا ربود و شراب و شمعی و من
زحمت اندر میانه، من بودم
با وصالش غمی فرو گفتم
وز جمالش دمی، بر آسودم
گاه کام نشاط خوش کردم
گاه جام طرب به پیمودم
گره هجر و بند گیسوی یار
هر دو با هم بلطف بگشودم
دست با چرخ در کمر گردم
پای بر ماه و مشتری سودم
خواجه گیها، زمانه در سر داشت
لیک من، بندگیش فرمودم
چار بوسم زیار را تب بود
پنج دیگر ز راه بربودم
ده به بخشید بعد از آنم لیک
بستدم بر لبش، به بخشودم
با چنین عیش ظلم باشد اگر
گویم از بخت خود نه خشنودم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عیش و نوش و لذتبردن از زندگی و عشق میپردازد. او از لحظاتی پر از شادی و خوشی یاد میکند که در کنار محبوبش سپری کرده است. با وجود زیبایی و خوشی در کنار معشوق، شاعر از غم هجر و جدایی نیز سخن میگوید و به سختیهایی که در این مسیر تجربه کرده، اشاره میکند. او به عشق و بندگی معشوقش افتخار میکند و با وجود چالشها و دردها، از زندگی و عشق خود راضی نیست. این غزل به شکل زیبا و شاعرانهای از احساسات متناقض عشق، شادی و غم حکایت میکند.
هوش مصنوعی: دیروز در شادی و خوشی بودم و تا صبح از خوشحالی بیدار ماندم.
هوش مصنوعی: خدایا، چه راحت با نوشیدنی و نور شمع سرگرم شدند و من در این میان زحمت کشیدم.
هوش مصنوعی: به خاطر وصالش توانستم غمهایم را فراموش کنم و با تماشای زیباییاش لحظهای آرامش یافتم.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات با لذتی شیرین و خوشحالی، به زندگی خود طراوت بخشیدم و گاهی نیز با موزیک و شادی به پیمانهام مشغول شدم.
هوش مصنوعی: من با لطف و مهربانی، هم درد فراق و هم گرههای موهای یار را باز کردم.
هوش مصنوعی: با دستانم چرخ را در کمر خود گرفتهام و بر روی ماه و سیاره مشتری قدم میزنم.
هوش مصنوعی: من در دنیای پر از جاه و مقام زندگی کردم، اما تصمیم گرفتم که به بندگی خداوند مشغول شوم.
هوش مصنوعی: من چهار بار به زیارت میروم و حالتی خاص دارم، اما پنج بار دیگر از مسیر منحرف میشوم.
هوش مصنوعی: من به او بخشش دادم و بعد از آن تصمیم گرفتم که در خط لبش چیزی نگویم، ولی در دل به او بخشیدم.
هوش مصنوعی: اگر با این همه خوشی و لذت، من بگویم که از تقدیر و سرنوشت خود راضی نیستم، این ظلم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند روزی درین جهان بودم
بر سر خاک باد پیمودم
بدویدم بسی و دیدم رنج
یک شب از آز خویش نغنودم
نه یکی را بخشم کردم هجو
[...]
منزل روز و شب بپیمودم
گرچه در منزلی نیاسودم
من کنیز فلان ملک بودم
که ازو گرچه مرد خوشنودم
من ز خدمت دمی نیاسودم
گاه و بیگاه در سفر بودم
نیک گاهت قدیم من بودم
از فراقت عظیم فرسودم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.