عشق آمد دامن جانم گرفت
شحنهٔ شوقم گریبانم گرفت
عشوهای فرمود چشم کافرش
زاهد دین گشت و ایمانم گرفت
رشته ای در کف ز زلف سر کشش
گرچه مشکل آمد آسانم گرفت
آفتابی گشت تابان در مهش
تحت و فوق و کاخ و ایمانم گرفت
از شراره آه و برق سینه سوز
آتشی در خرمن جانم گرفت
بس ز گلها بیوفائی دیده ام
خیمهٔ گل از گلستانم گرفت
چون صبوحی عاقبت لعل لبت
در میان آب حیوانم گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربه عمیق و جذاب عشق سخن میگوید. عشق مانند نیرویی قوی، وجود او را تسخیر کرده و احساسات مختلفی را در او بیدار کرده است. چشمان معشوق، او را به دینی جدید میکشاند و زیباییهای عشق، هرچه دشوار به نظر میرسد، برای او آسان میشود. شاعر به تصویر کشیده است که این احساسات، نه تنها درون او را دگرگون میکند، بلکه به زندگی و ایمانش نیز عمق میبخشد. او اشاره میکند که حتی در میان ناملایمات و بیوفاییها، عشق همچنان وجودش را سرشار میکند و در نهایت، آن را به نوعی نوشیدنی زندهکننده تشبیه میکند.
هوش مصنوعی: عشق به سراغم آمد و وجودم را در آغوش گرفت، شور و شوق من نیز به من چنگ انداخت.
هوش مصنوعی: چشم زیبای او طوری به من نگریست که من زاهد دین شدم و ایمانم را به دست آوردم.
هوش مصنوعی: من در حالی که زلف تو به طور مشکل آفرین و دشواری در دستانم است، اما توانستم به راحتی آن را کنترل کنم.
هوش مصنوعی: خورشیدی درخشنده شد و در سایهاش، همه چیز را روشن کرد و ایمانم را در هر گوشهای به دست آورد.
هوش مصنوعی: از شدت درد و ناراحتی، احساس آتش سوزان در دل و جانم را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: من در زندگی تجربههای زیادی از بیوفایی گلها دیدهام و حالا خیمهام را از باغ گلستان گرفتهام.
هوش مصنوعی: همانطور که صبحگاهان، در نهایت، سرخی لب تو مانند گل لعل، مرا در آب حیات خود غرق کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز هجر یار دامانم گرفت
باز دست غم گریبانم گرفت
چنگ در دامان وصلش میزدم
هجرش اندر تاخت، دامانم گرفت
جان ز تن از غصه بیرون خواست شد
[...]
درد عشقت دامن جانم گرفت
بار دیگر غم گریبانم گرفت
در هوایش بس که میگریم چو ابر
زاب چشمم خاک هجرانم گرفت
دیده ام زلف پریشانی از آن
[...]
دست عشق آمد گریبانم گرفت
دست دیگر رشته جانم گرفت
کش کشانم برد تا درگاه خویش
در دلم بنشست و ایمانم گرفت
آفتاب روی لاشرقی او
[...]
چونکه درد عشق دامانم گرفت
شحنۀ عقلش گریبانم گرفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.