گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵ - چه میکشم

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می کشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نمیدونم نوشته:

مطمئن نیستم ولی من مصرع دوم بیت اول رو اینطوری شنیدم. لطفا چک کنید.

عاشق نبوده ای که ببینی چه می کشم

👆☹

عاطفه عباسیان نوشته:

من در چند جا این را شنیدم و فکر میکنم این درست باشه به خاطر وزن شعر : در وصل هم زشوق تو ای گل در آتشم

👆☹

مهدی نوشته:

شهریار واقعاً عاشق بود واشعارش رو عشاق بهتر درک میکنن. مصرع «عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم» رو واقعاً از ته دل سروده این مرد!خدایش بیامرزاد!
هر شب چو نور ماه در آغوش من بخواب
ای آفتاب روشن وصبح سپید من

👆☹

زهرا نوشته:

در وصل هم ای گل ز هجر تو در آتشم. عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم

👆☹

محمد حسین غیاثی نوشته:

با سلام .در وصل هم ز دوریت ای گل در اتشم
عاشق نمیشوی که بدانی چه میکشم .این شعر در وصف سید الشهدا سروده شده عاشق نمیشود چون جنس عشقش از جنس عشق ما نیست او شیفته خداست و ما شیفته او ییم باشد که خداییمان کند برای همین در وصل عین وصل باز هجران میکشیم ابیات بعدی را هم اگر اینگونه بررسی کنید به یک مفهوم بسیار زیبای خدایی خواهید رسید که تمام معماهای ابیات شعر قابل فهم میشود .خدا بیامرزد این ابر مرد عاشق را

👆☹

Ehsan نوشته:

با‌سلام‌و‌درود‌به‌دوستان‌عزیز‌به‌نظر‌بنده‌در‌مورد‌غزل‌فوق‌فکر‌بنده‌این‌که‌هر‌کسی‌از‌ظن‌خود‌شد‌یار‌من‌امانگاه‌کلی‌به‌این‌غز‌ل‌به‌من‌میگه‌‌شهریار‌از‌مرز‌عشق‌عبور‌کرده‌واشعر‌و‌غزلیاتش‌شامل‌این‌مضمون‌‌علت‌اصلی‌این‌امر‌دلشکستگی‌شهریار‌وشکست‌عشقیش‌‌در‌وصل‌هم‌ز‌عشق‌تو‌ای‌گل‌در‌آتشم‌‌عاشق‌نمیشوی‌که‌ببینی‌چه‌میکشم‌گل‌همیشه‌عاشق‌داره‌مثل‌بلبل‌‌فکر‌بلبل‌همه‌انست‌که‌گل‌شد‌یارش‌گل‌در‌اندیشه‌که‌چون‌عشوه‌کند‌در‌کارش‌وگل‌کلا‌عشوه‌گر‌معشوق‌هست‌ولی‌عاشق‌نه‌پس‌نمیفهمه‌عاشقی‌عشق‌یعنی‌چه‌امیدوارم‌در‌استانه‌سال‌جدید‌شاد‌وموفق‌باشید‌خدا‌نگهدار

👆☹

safa نوشته:

اشعار عاشقانه شهریار واقعا عالیه. با تشکر از دست اندکاران وبسایت خوب گنجور

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام