گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم

روز خود با شب غم دست در آغوش کنیم

بلبلانیم که گر لب بگشائیم ای گل

همه آفاق در اوصاف تو مدهوش کنیم

شب هجران چو شود صبح و برآید خورشید

داستان غم دوشنیه فراموش کنیم

هوش اگر آفت عشق تو شود زان لب لعل

عشوه ای صاعقه خرمن آن هوش کنیم

امل دل را نبود تفرقه ای جان بازآ

قصه معرفت این است اگر گوش کنیم

اشک روشنگر چشم است ولیکن نه چنان

که چراغ دل افروخته خاموش کنیم

خون دل ریخته ترک نگهی کو رستم

تا ز توران طلب خون سیاووش کنیم

شهریارا غزل نعز تو قولیست قدیم

سخنی تازه گرت هست بگو گوش کنیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن جعفری نوشته:

بیت سوم مصراع دوم
به نظر میرسد دوشینه صحیح میباشد

👆☹

سیاوش نوشته:

زیبا بود بسیار زیبا بود

👆☹

محمدجواد نوشته:

بنده هم فکر میکنم “دوشینه” صحیح باشد.
علاوه بر این فکر میکنم در مصرع اول بیت پنجم، “را” اضافی باشد.

👆☹

محمد نوشته:

در بیت سوم به نظر میرسد که دوشینه درست باشد

👆☹

سید احمد مجاب نوشته:

(اصل دل را نبود تفرقه، ای جان بازآ!)

👆☹

سید احمد مجاب نوشته:

شهریارا غزل (نغز) تو قولیست قدیم

👆☹

روزبه نوشته:

بیت پنجم “اهل” دل صحیح است.

دیوان شهریار چهار جلدی - چاپ ۱۳۴۲ - کتاب فروشی خیام

👆☹

روزبه نوشته:

سه بیت زیر هم در چاپ اصلی هست که این‌جا جا افتاده:
۲/ دوش شب در خلوت گیسوش به پایان آمد / امشب از زلف سخن تا به سحر دوش کنیم

۳/ دل بیمار نتابد تب آن نرگس مست / مگر از شربت لعلش شکری نوش کنیم

۱۰/ از درِ توبه خطا پیشه دلا عذر گناه / عرضه با شاه گنه بخش خطاپوش کنیم

چاپ ۱۳۴۲ - کتاب‌فروشی خیام

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.