گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد

سبک از هر طرفی فتنه دوان برخیزد

کر کلاله ز گل چهره براندازی باز

ناله از جان و دل پیر و جوان برخیزد

سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند

ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد

اثر شمع تجلیست ولی دریابد

که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد

عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق

عاشقانه ز سر هر دو جهان برخیزد

کشتهٔ عشق تو گر بوی تو یابد در خاک

به هوای تو چو گل جامه دران برخیزد

چشم سید که حجابیست میان من و تو

خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان