گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

غرق دریائیم و ما را موج دریا می کشد

آبرو می بخشد و ما را به مأوا می کشد

عشق هرجائی است ما هم در پی او می رویم

او به هر جا می رود ما را به هر جا می کشد

در ازل بالانشین بودیم گویا تا ابد

جذبهٔ او می کشد ما را به بالا می کشد

ساغر گیتی نما پر می به رندان می دهد

خاطر مستانهٔ رندان ما را می کشد

با سر زلفش در افتادیم و سودائی شدیم

دل به دست زلف او دادیم و دریا می کشد

خاک پایش توتیای دیدهٔ بینای ماست

از برای روشنی در چشم بینا می کشد

در کش خود می کشد ما را به صد تعظیم و ناز

این کشاکش خوش بود چون سید ما می کشد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شمس الدین غازی در ‫۷ سال قبل، دو شنبه ۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۴ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.