گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

ما مرشد عشاق خرابات جهانیم

ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم

تو از همدانی ولیکن همه دان نه

از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم

تو عالم یک حرفی ما عالم عالم

تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم

هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند

در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم

از ما به همه عمر یکی مور نرنجید

تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم

هر یار که بینیم که او قابل عشقست

حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم

رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند

ما سید رندان سراپرده از آنیم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسین در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۰ نوشته:

بیت چهارم مصرع اول
نگرانند اشتباه نیست؟
نگران است صحیح نیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.