دُرد دردش به ذوق می نوشم
خلعت از جود عشق می پوشم
غم عشقش خریده ام به جهان
به همه کائنات نفروشم
تاج عشق ویست بر سرمن
حلقهٔ بندگیش در گوشم
آتشی هست در دلم که مدام
همچو خم شراب می جوشم
مستم و چون سبوی میخواران
عاشقان می کشند بر دوشم
عاشقانه به باده نوشیدن
تا که جان در تن است می کوشم
نعمت الله یادگار من است
نکند هیچکس فراموشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و عشق سخن میگوید. او با وجود دردهای ناشی از عشق، از آن لذت میبرد و لباس عشق را بر تن میکند. غم عشق را ارزشمند و گرانبها میداند و نمیتواند آن را به هیچ چیز دیگری بفروشد. عشق را بر سر بهعنوان تاج و بندگی را بهعنوان حلقهای در گوشش میبیند. آتش عشق در دلش میسوزد و او را مانند شرابی سرمست میکند. شاعر عاشقانه به نوشیدن باده ادامه میدهد و بر این باور است که یاد عشقش باید همواره در یاد بماند.
هوش مصنوعی: من درد و رنج خود را با خوشذوقی مینوشم و از محبت عشق به خود لباس زیبایی میپوشم.
هوش مصنوعی: من غم عشق او را به دست آوردهام و حاضر نیستم آن را به هیچ چیزی در این جهان و همه موجودات بفروشم.
هوش مصنوعی: عشق او مانند تاجی بر سر من نشسته و بندگی او مانند حلقهای در گوشم است.
هوش مصنوعی: در درون من آتش سوزانی وجود دارد که مدام در حال شعلهور شدن و جاری شدن مانند شراب در خم است.
هوش مصنوعی: من در حال مستی هستم و مانند یک ظرف شرابنوشان، عشقورزان بار سنگینی را بر دوش من حمل میکنند.
هوش مصنوعی: من با عشق به نوشیدن شراب ادامه میدهم تا زمانی که هنوز روح در بدنم هست.
هوش مصنوعی: نعمت الله یادگاری از من است، امیدوارم هیچکس مرا فراموش نکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه از عقل دیده پرهوشم
پیش چشم تو حلقه در گوشم
با شبیخون ماه چون کوشم
آفتابی به ذره چون پوشم
روز و شب درد درد مینوشم
در خروشم، اگر چه خاموشم
عزم دارم که شقه ای پوشم
گوشه ای گیرم و در آن کوشم
بعد ازین چون قلم به سر کوشم
جامهٔ کاغذین فروپوشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.