گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

هرچه مقصود تو است آن گردد

هرچه گوئی چنین چنان گردد

آفتاب ار چه شب نهان گردد

روز روشن چو شد عیان گردد

دارم امید آنکه هر گوشه

مأمن جمله مومنان گردد

هر فقیری توانگری یابد

پیر از دولتش جوان گردد

همچو من رند مست کی یابد

گرچه گرد جهان روان گردد

رد نگردد به هیچ رو هرگز

هرکه مقبول مقبلان گردد

باش ایمن که ما رها نکنیم

هرکه همراه عارفان گردد

هر معانی که خاطرت خواهد

آن معانی به تو بیان گردد

یار ما دوستدار آل رسول

سرور جمله عاشقان گردد

هر که یابد خبر ز حال وجود

واقف از حال همگنان گردد

نوبهار است منع نتوان کرد

بلبل ار گرد گلسِتان گردد

همه کس دوستدار خود سازد

فارغ از جمله دشمنان گردد

متمکن نشسته با یاران

نه روان گرد این و آن گردد

عارفی کو به مادهد دل را

جان ما در پیش روان گردد

در جهان هر که نعمت الله یافت

سرور جملهٔ جهان گردد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.