زلف مشکین را چو خوبان بر رخ زیبا نهند
نعل بر آتش ز بهر بردن دلها نهند
هر خدنگی کافکنند از تیر مژگان بر جگر
مرهمی دیگر ز درد و داغ بر بالا نهند
وصف حسن دوست پیش جاهلان کج نظر
وسمه ای باشد که بر ابروی نابینا نهند
عاشقان را جا نشان یابند از پای سگش
بگذرند از عقل و هوش و سر به جای پا نهند
گر بچین آرد شمیم چین زلفش را نسیم
آهوان چین ز خجلت روی در صحرا نهند
شاهدی را خوب رویان میکشند از سوز هجر
بعد از آنش منتی هم بر دل شیدا نهند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیرات آن بر عاشقانهها و احساسات است. شاعر به توصیف زلفهای مشکی و زیباییهای ظاهری محبوب میپردازد و از محبت و عشقی که بر دل عاشقان مینشیند، سخن میگوید. اشاره میشود که تیرهای مژگان محبوب مانند درد و داغی است که عشق به دل میزند. همچنین، شاعر به توهم و نابینایی جاهلان در درک زیباییها اشاره میکند و از عشق بیحد و مرز عاشقان در پی محبوب سخن میگوید. در نهایت، زیبایی محبوب نهتنها به دل عاشق صدمه میزند، بلکه نوعی بار مسئولیتی و منت را هم بر دوش او میگذارد.
هوش مصنوعی: زلف مشکی را مانند زیبایان بر چهره دلربا میگذارند و نعل را بر آتش میگذارند تا دلها را بهدست آورند.
هوش مصنوعی: هر نگاه و هر اشارهای که با مژهها به سمت دلنازی میآید، بهنوعی درمانی برای دردها و زخمهای عاطفی است که بر دل نشستهاند.
هوش مصنوعی: توصیف زیبایی محبوب در نظر نادانان و کمفهمان، مانند لکهای است که بر ابروی کسی که بینا نیست بگذارند.
هوش مصنوعی: عاشقان میدانند که برای رسیدن به محبوب واقعی باید از عقل و تفکر خود گذشت و از موانع عبور کنند. در واقع، آنها به جای اینکه به عقل و هوش خود تکیه کنند، باید احساسات و عشق خود را در اولویت قرار دهند.
هوش مصنوعی: اگر نسیم عطر زلف او را بچیند، آهوان به خاطر شرم، روی خود را در صحرا پنهان میکنند.
هوش مصنوعی: زیبایانی که برای دل بر میکشند، از غم دوری معشوق میسوزند و پس از آن بر دل عاشق، بار سنگینی از درد و انتظار میگذارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
عاشقان را تازه داغی بر دل شیدا نهند
نازنین را عشق ورزیدن نزیبد، جان من
شیرمردانِ بلاکش پا در این غوغا نهند
دیدهٔ نااهل باشد بر چنان رویی دریغ
[...]
بار غم سنگیندلان بر جان غمفرسا نهند
هر که را از پا دراندازند، بر سر پا نهند
در مقام چارهسازی چون شوند این سرکشان
بر سر زخم تمنا، داغ استغنا نهند
منزلم از بس که چون ماتمسرا پر شیون است
[...]
داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
از خجالت لاله ها بر کوه پا بالا نهند
از لب پیمانه ها خیزد نوای العطش
پنبه مغز مرا گر بر سر مینا نهند
این عزیزانی که من در مصر دولت دیده ام
[...]
برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
همزبان ما نشد جز طوطی از سبزان هند
بلبل گلزار ایرانم، بدآموز گلم
برنمیتابد دماغم سنبل و ریحان هند
چون قفس تنگ است بر ما عندلیبان این چمن
[...]
نسبتی باشد بتان هند را با پان هند
حاصلی نبود بجز خون خوردن از سبزان هند
می کنند از بس زموی سر خودآرایی بجاست
گر به درد آید سر معشوقی مردان هند
در سواد هند دست از لذت دنیا بشوی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.