گنجور

 
سیف فرغانی
 

روی در زیر سمش کرد بساطی، چو فگند

بار ابریشم خود بر خر چوبین طنبور

گر بکام تو رسد تلخ، مکن روی ترش

کآب شیرین نخورد تشنه ازین مشرب شور

جهد کن تا بسلامت بکناری برسی

این جهان بحر عمیقست و کنارش لب گور

ترک دنیا بارادت نکند جاهل ازآنک

بکراهت بدر آید ز علف زار ستور

سیف فرغانی این قطعه برای خود گفت

کای شده از پی جامه ز لباس دین عور