گنجور

 
سنایی

هر که در راه عشق صادق نیست

جز مُرایی و جز منافق نیست

آنکه در راهِ عشق خاموش است

نکته‌گوی است اگر چه ناطق نیست

نکتهٔ مرد فکرت است و نظر

وندر آن نکته جز دقایق نیست

آه سرد و سرشک و گونهٔ زرد

هر سه در عشق بی‌ حقایق نیست

هر که مست از شراب عشق بود

احتسابش مکن که فاسق نیست

توبه از عاشقان امید مدار

عشق و توبه بهم موافق نیست

دل به عشق است زنده در تنِ مرد

مرده باشد دلی که عاشق نیست

ور سنایی نه عاشق است بگو

سخنش باطل است و لایق نیست