ز بس که چرخ جفا کار و زشتکردار است
همیشه دشمن یار و معین اغیار است
گرفته سنگ عداوت به دست چون صیاد
به فکر صید دل اهل بیت اطهار است
گمان کنی که حسین شدشهید و کار گذشت
هنوز موسم اندوه و اول کار است
چگونه شد غم و اندوه شاه تشنه تمام
که زینبش به کف شامیان گرفتار است
هنوز سید سجاد همچو یوسف مصر
اسیر پنجه گرگان آدمیخوار است
حریم محترم مصطفی به کوفه و شام
به گریه با سر عریان میاز بازار است
کسی به مثل غریبان شام خوار نشد
وگرنه در همه شهری غریب بسیار است
چورفت گردن سجاد در غل و زنجیر
کسی نگفت که این دل شکسته بیمار است
میان بستر راحت یزید را چه خبر
به وقت خواب که چشم سکینه بیدار است
به شهر شام سر انور امیر حجاز
به پای تخت یزید پلید غدار است
به جای دامن بابش به کنج ویرانه
سر رقیه بخشتی به پای دیوار است
گهی به نیزه گهی در تنور و گاه به طشت
همیشه راس شه تشنه لب در آزار است
سری که بر همه کائنات سرور بود
چگونه بر لب وی خیزران سزاوار است
به حشر دفتر (صامت) برم به نزد حسین
که این متاع گرانمایه را خریدار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف مصیبتها و دردهای اهل بیت پیامبر (ص) بعد از واقعه عاشورا میپردازد. شاعر به ستم و جفای دوران اشاره میکند که همواره دشمن یار و حامی اهل بیت بوده است. او مظلومیت امام حسین (ع) و خاندان ایشان را در کنار اسیر بودن زینب و سید سجاد به تصویر میکشد و به غم و اندوه آنان اشاره میکند که هنوز ادامه دارد. همچنین به توهینها و آزارهایی که بر سر آنان میآید و خوار شدنشان در برابر دشمنان اشاره میکند. در نهایت، او از مصائب و تلخیهای آن روزها میگوید و به جستجوی شخصی صادق و وفادار که بتواند این مظلومیتها و خسارات را درک کند، اشاره دارد.
هوش مصنوعی: چون چرخ زمان همیشه با بدرفتاری و رفتار زشت میچرخد، همواره دوستان را به عنوان دشمن و یاوران را به عنوان یارهای دیگر نشان میدهد.
هوش مصنوعی: انسانی مانند صیاد که سنگ عداوت را در دست گرفته، در تلاش است تا دلهای اهل بیت پیامبر (س) را به دام انداخته و به آسیب برساند.
هوش مصنوعی: شاید فکر کنی که حسین شهید شده و کار تمام شده است، اما هنوز زمان اندوه و شروع واقعه است.
هوش مصنوعی: چگونه است که شاه در دلش غم و درد زیادی دارد، در حالی که دخترش زینب در دستان دشمنان گرفتار شده است؟
هوش مصنوعی: سید سجاد هنوز در چنگال افرادی که مثل گرگ به او حمله میکنند، گرفتار است، مشابه یوسف که در مصر به اسارت درآمد.
هوش مصنوعی: حریم مقدس پیامبر اسلام در کوفه و شام، به قدری محترم و ارزشمند است که نباید با سر برهنه و در حال گریه، به بازار برود. این موضوع نشاندهنده احترام و حرمت به این مکانهای مذهبی و به شخصیت پیامبر اسلام است.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند غریبان در شام تحقیر نشده است، و اگر غیر از این بود، در هر شهری غریبان زیادی وجود دارند.
هوش مصنوعی: وقتی که سجاد در غل و زنجیر گرفتار بود، هیچکس نگفت که دل شکستهاش بیمار است.
هوش مصنوعی: در حالی که یزید در بستر راحت خود خواب راحتی را تجربه میکند، سکینه (دختر حسین) بیدار است و در حال تحمل درد و رنجی عمیق است. این تضاد نشاندهندهی بیخبری یزید از وضعیت و دردهای دیگران است.
هوش مصنوعی: در شهر شام، امیر حجاز به دیدار یزید، که فردی خائن و بدذات است، میرود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تضادی اشاره میکند. به جای اینکه رقیه در کنار جایی زیبا و آراسته باشد، او در یک ویرانه و در کنار دیواری قرار گرفته است. این توصیف به احساس تنهایی و از دست دادن اشاره دارد. رقیه با وجود اینکه به یک مکان نا امیدکننده منتقل شده، همچنان در آنجا حضور دارد.
هوش مصنوعی: گاه او را بر نیزه میزنند، گاه در تنور میافکنند و گاه در طشت میگذارند؛ اما همیشه سرکردهای که تشنه است، مورد آزار قرار دارد.
هوش مصنوعی: سری که بر تمامی جهانها سرور و بزرگوار است، چگونه ممکن است بر لبان او چیز ناچیزی مثل خیزران قرار گیرد؟
هوش مصنوعی: من به روز قیامت، از دفتر صامت (سکوت) به نزد حسین میروم، زیرا او خریدار این نعمت باارزش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا نظام ممالک قوام روی زمین
تو آفتابی و صدر تو آسمانوار است
ز دور خامهٔ تو شرق و غرب بیرون نیست
که بر محیط جهان خامهٔ تو پرگار است
ز بس که بر سم اسبت لب کفات رسید
[...]
سریر سلطنت عشق بر سر دار است
از آن سبب سر این دار جای سردار است
به جان جملهٔ رندان مست کاین دل ما
مدام در هوس دست بوس خمار است
بیا که سینهٔ ما مخزنیست پر اسرار
[...]
کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
نه عاشق است که در بند کفش و دستار است
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن
غباری ار بنشیند بر آسمان بار است
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی
[...]
دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
به دیده موج قدح، می گزیده را مار است
فزود زردی رخسارم از می گلگون
که باده رنگ مرا آب زعفران زار است
مسیح را نگذارد برون ز خانه ی خویش
[...]
چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
سری که عشق درونیست خانه تار است
هزار خرمن شادی به نیم جو نخرد
بجان دلی که غم عشق را خریدار است
بعشق زنده بود هر چه هست در عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.