گنجور

شمارهٔ ۸

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

گرفته نور ز داغ جگر نظاره ما

که آفتاب برد حسرت ستاره ما

درستکاری ما را همین طریق بس است

که هیچ آنیکه نشکست سنگ خاره ما

کسی ز صحبت ما دو رشد که نا اهلست

کدام پنبه خطر دیده از شرار ما

کلام عشق و هوس را چه سازگاری نیست

از آن سبب بود از سایه هم کناره ما

به غیر حرف وفا و محبت ای زاهد

چه دیده که نیائی تو در اراده ما

برهنه پائی ما کاشت تخم آبله را

شود مبارک ما خلعت دوباره ما

علاج اشک ز مژگان چه می‌کنی(صامت)

به لخت لخت جگر کرده خو قناره ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن نوشته:

که هیچ آئینه نشکست سنگ خاره ما—کدام پنبه خطر دیده از شراره ما—-صحیح است

👆☹

ساغر