گنجور

 
صامت بروجردی

جز مهر تو ای مه سروکارم به کسی نیست

جز خاک سر کوی تو بر سر هوسی نیست

شد لال جرس در ره عشق تو چو داند

خوشتر ز فغان دل پر خون جرسی نیست

روزی تو کنی یاد اسیران که چو بینی

از ما به جز از مشت پری در قفسی نیست

گفتی که به بالین تو آیم دم مردن

افسانه اگر نیست مرا جز نفسی نیست

سر رشته کار دو جهان رفته ز دستم

زانرو که به زلفین توام دسترسی نیست

پنداشتم آن دانه خال است به دام است

اکنون شدم آگه که ره پیش و پسی نیست

بینید غرورش که پس از کشتن(صامت)

می‌گفت منم قاتل و کاری به کسی نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست

لیکن چه کنم محرم این راز کسی نیست

بر سر بتوان رفت به منزل گه محبوب

سهل است پیاده بروم گر فَرَسی نیست

پنداشتم اوّل که مرا خاص مرایی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
خواجوی کرمانی

مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست

کاندر شکرستان شکری بی مگسی نیست

کس نیست که در دل غم عشق تو ندارد

کانرا که غم عشق کسی نیست کسی نیست

باز آی که با هم نفسی خوش بنشینیم

[...]

سلمان ساوجی

فریاد همی دارم و فریاد رسی نیست

پندار درین گنبد فیروزه کسی نیست

ای باد خبر بر، بر آن یار همی دم

کز بهر خبر جز تو مرا همنفسی نیست

از هستی من جز نفسی باز نمانده‌ست

[...]

خیالی بخارایی

افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست

فریاد که خون شد دل و فریادرسی نیست

کس نیست که گوید خبر از منزل مقصود

وز هیچ طرف نیز صدای جرسی نیست

ما را هوس توست برآنیم که در سر

[...]

اهلی شیرازی

دل مرده از آنم که مسیحا نفسی نیست

فریادم از آنست که فریاد رسی نیست

از خانقه ایشیخ در کس نگشایند

معلوم شد امروز که در خانه کسی نیست

ای مرغ گرفتار که دوری ز گلستان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اهلی شیرازی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه