گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

به دامنم نبود گر دل فکار منست

گواه خون شدن قلب داغدار منست

همیشه جیب و کنارم ز اشک دیده‌تر است

بدان بهار که نبود خزان بهار منست

ز بس به گوش گرفتم چو باد پند کسان

همین سزای منست این که در کنار من است

ز بعد قتل مشورید خون ز چهره مرا

چرا که از ستم یار یادگار منست

ز تیر حادثه دهر پر بر آوردم

دمی نگفت که این ناتوان شکار منست

هزار قاصد افغان برش روان کردم

شبی نگفت غریبی در انتظار منست

اگر به قتلگاه عاشقان روی (صامت)

چو نای نی شوی ناله نوای من است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید