گنجور

قطعه شمارهٔ ۶۱

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

شاها مرا به اسبی موعود کرده بودی

در قول پادشاهان قیلی مگر نباشد

اسبی سیاه پیرم دادند و من برآنم

کاندر جهان سیاهی زان پیرتر نباشد

آن اسب باز دادم تا دیگری ستانم

بر صورتی که کس را زان سر خبر نباشد

اسب سیاه تا رفت رنگی دگر نیامد

آری پس از سیاهی رنگی دگر نباشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دچارانه نوشته:

سعدی شعری با همین قافیه دارد و در آنجا از ضرب المثل بیت چهارم این شعر به گونه ای دیگر استفاده می کند:

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد

👆☹

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify