گنجور

 
سلمان ساوجی
 

شاها مرا به اسبی موعود کرده بودی

در قول پادشاهان قیلی مگر نباشد

اسبی سیاه پیرم دادند و من برآنم

کاندر جهان سیاهی زان پیرتر نباشد

آن اسب باز دادم تا دیگری ستانم

بر صورتی که کس را زان سر خبر نباشد

اسب سیاه تا رفت رنگی دگر نیامد

آری پس از سیاهی رنگی دگر نباشد

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دچارانه در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۳ نوشته:

سعدی شعری با همین قافیه دارد و در آنجا از ضرب المثل بیت چهارم این شعر به گونه ای دیگر استفاده می کند:
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.