گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
رضی‌الدین نیشابوری

بزرگ آل پیمبر لقب نمی‌گویم

که اسم پاک تو خود افتخار القاب است

حدیث شوق من و قصه فراغت خویش

به جد سماع نماید که این نه زآن باب است

سرشک لعل من اندر شب سیه‌ تابان

[...]

ظهیر فاریابی

یک امشبم که خم ابروی تو محراب است

چرا به گرد من از آب دیده غرقاب است

مرا که با تو نشینم گریستن بر چیست

اگر نه بخت بد وعاشقی زیک باب است

چرا هوای لبت خون من به جوش آورد

[...]

حکیم نزاری

کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است

که از دو دیده سرشکم روان چو سیماب است

وداع کردم و پوشیده نیست بر عشّاق

که رستخیز قیامت وداع احباب است

انیس شیفته هم صحبت است در غم دوست

[...]

حیدر شیرازی

بیا که مردمک دیده غرقه در آب است

ببین که اشک روانم به رنگ عناب است

به یاد یار گل اندام، خار همچو سنان

به زیر پهلوی مجروح من چو سنجاب است

ز حال دیده ی بی خواب من چه غم دارد

[...]

صائب

همین نه خانهٔ ما در گذار سیلاب است

بنای زندگی خضر نیز بر آب است

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه