گفت دانا پدری با پسر از آگاهی
آن بیابی که برای دگران میخواهی
راست رو باش چو ماهی که خوری آب زلال
نه چو خرچنگ خوری آب گل از کجراهی
آخر کار اگر چاره نباشد جز مرک
ای برادر چه گدائی و چه شاهنشاهی
عاقبت منزل تو قطعه زمینی است اگر
قاف تا قاف بگیری و ز مه تا ماهی
دست و پا جمع کن و توشهٔ راهی بردار
غافل این قافله رحلت بودش ناگاهی
کی بفردای قیامت شودت قدر بلند
تو که در حق خود امروز کنی کوتاهی
با خدا کار خود انداز مگر نشنیدی
نار نمرودی و گلزار خلیل اللهی
مرگ را وقت چه سالست و چه ماهست و چه روز
هیچکس را بجهان نیست از آن آگاهی
بتو گفتند صغیرا که بدین راه برو
تو بدان راه روی هست مگر دلخواهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره آگاهی و درک زندگی و مرگ است. شاعر به ما میگوید که باید در زندگی به راسترویی و صداقت اهمیت دهیم و از مسیر درست دور نشویم. همچنین تأکید میکند که هرکس در زندگیاش باید به فکر فردای قیامت و عاقبت خود باشد، زیرا مرگ ناگهانی میآید و هیچکس از زمان آن آگاه نیست. در نهایت، شاعر به پند دادن اشاره میکند که انسانها باید با خداوند خود رابطهای درست برقرار کرده و از راههای انحرافی دوری کنند، چرا که سرنوشت نهایی همه ما یک قطعه زمین است.
هوش مصنوعی: یک پدر به پسرش میگوید که اگر به درک عمیقتری از آگاهی و فهم برسی، میتوانی آنچه را که برای دیگران میخواهی، بهتر درک کنی.
هوش مصنوعی: سعی کن همیشه راست و درست باش، مانند ماهی که از آب صاف و زلال میخورد، نه مانند خرچنگ که از آب گلآلود و کثیف میخورد.
هوش مصنوعی: اگر در پایان کار هیچ راهی جز مرگ نباشد، چه فرقی میکند که گدا باشی یا پادشاه؟
هوش مصنوعی: در نهایت، جایی که به آن خواهی رسید، تکهای از زمین است. اگر به این سفر ادامه دهی و از صبح تا شب تلاش کنی، به آنجا میرسی.
هوش مصنوعی: دست و پاهای خود را جمع کن و چیزهایی برای سفر آماده کن، زیرا این کاروان زندگی ناگهان به سمت رحلت میرود.
هوش مصنوعی: چه زمانی مقام و ارزش تو در روز قیامت به اوج خواهد رسید، وقتی که امروز در حق خود کوتاهی میکنی؟
هوش مصنوعی: با خداوند کار خود را پیش ببر، آیا نشنیدهای که آتش نمرود نتوانست ابراهیم خلیل را بسوزاند و او در گلزار امن قرار گرفت؟
هوش مصنوعی: زمان و تاریخ مرگ برای هیچکس مشخص نیست. هیچکس از اینکه چه زمانی به پایان زندگیاش میرسد، اطلاعی ندارد.
هوش مصنوعی: به تو گفتند که در این مسیر حرکت کنی، حالا میپرسی آیا واقعاً خواستهات همین است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی
نام تو بهین وصف سپیدی و سیاهی
ای چهرهٔ ملک از قلم کاهربایت
لعلی که چو یاقوت نترسد ز تباهی
تا جاه عریض تو بود عارض این ملک
[...]
میکند بوی تو با باد صبا همراهی
خلق را میدهد از بوی بهشت آگاهی
اثر کفر نماندی به جهان از رویت
گر نکردی سر زلفت مدد گمراهی
خجلم زان که به رخسار تو گویم ماهی
[...]
ای صبا با دمِ من کن نفسی همراهی
به سوی شاه بر از من سخنی گر خواهی
قدوه و عمدهٔ شاهان جهان غازان را
از پریشانیِ این ملک بده آگاهی
گو در این مصر که فرعون در او صد بیش است
[...]
شرفی باشد اگر چون تو مبارک ماهی
به سوی منزل ما میل کند ناگاهی
ترسم از آه من آئینهٔ تو تیره شود
تیرها خوردم و از سهم نکردم آهی
گر ز غم روی به دیوار عدم آوردم
[...]
سَحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
گفت بازآی که دیرینه این درگاهی
همچو جم جرعهٔ ما کش که ز سِرّ دو جهان
پرتو جام جهانبین دهدت آگاهی
بر در میکده رندان قلندر باشند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.