برو بجو ز عمل مونسی و داد رسی
که مونست نبود جز عمل بگور کسی
عروس دهر گرت یار شد تو غره مشو
که دیده همچو تو داماد این عجوزه بسی
نفس نفس گذرد عمر و سال گردد و مه
تو را به هر نفسی در سر اوفتد هوسی
چگونه منکر حشری بحالتی که خدای
حیات تازه ببخشد ترا به هر نفسی
فریب غول بیابان مخور مرو از راه
بدار گوش دل خود بنالهٔ جرسی
برو ز حق بطلب راه وادی ایمن
که چون کلیم دلیل رهت شود قبسی
مکن ز دست رها دامن علی چو صغیر
که جز علی نبود در دو کون دادرسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نکاتی از زندگی و نیاز به عمل و تلاش اشاره دارد. شاعر به شنونده یادآوری میکند که باید از اعمال و رفتار خوب پیروی کند و در این دنیا به دنبال حقیقت و راه الهی باشد. اشارهای به کوتاهی عمر و فریب خوردن از مسائل دنیوی نیز دارد و بر لزوم تکیه به راهنماییهای علی (علیهالسلام) تأکید میکند، زیرا او در دو جهان دادرس و حامی واقعی انسانهاست. در کل، شعر به اهمیت عمل و پایبندی به ارزشهای معنوی و اخلاقی در زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: به دنبال عمل و کار نیک باش و در پی کسی برو که در سختی به او نیاز داری، زیرا چیزی جز عمل نیک در این دنیا به کار نمیآید و تنها عمل خوب کسی میتواند او را در زمانهی سختی یاری دهد.
هوش مصنوعی: اگر در دنیا شخص محبوبی برایت پیدا شود، نباید فریب بخوری؛ چون چشمان مانند تو، مردانی را به وادی اشتباه کشانده و به دام انداختهاند.
هوش مصنوعی: زندگی به سرعت میگذرد و سالها همچنان میآیند و میروند. در هر لحظه، یاد تو به ذهن من خطور میکند و به خاطر تو آرزوهایی در دل میپرورانم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان منکر حالتی شد که خداوند به هر لحظه زندگی و شادابی جدیدی به تو عطا کند؟
هوش مصنوعی: به دام غول بیابان نرو؛ از مسیر نادرست دوری کن و به نداهایی که از دل تو برمیآید گوش کن.
هوش مصنوعی: برو به سمت حق و راهی پیدا کن که به ایمنی و آرامش برسی، چون وقتی که برای هدایت نیاز داشته باشی، مانند موسی، نشانهای از نور برای راهنماییات مییابی.
هوش مصنوعی: هرگز دست علی را رها مکن، همانطور که یک کودک نمیتواند پدرش را رها کند، زیرا در جهان هیچ کسی جز علی نیست که به تو یاری رساند و حامی تو باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر ز گردش جافی فلک همیترسی
چنین به سان ستوران چرا همیخفسی؟
وگر حذر نکند سود با سفاهت او
چنین ز نیک و بد او چرا همیترسی؟
چرا که باز نداری چو مردمان به هوش
[...]
مباش ممتحن زاد و بوم خود زخسی
اسیر خاک عطلت مشو ز کم هوسی
که در زمین غریبی و در سرای کسان
پدید گردد بر مرد ناکسی و کسی
که بیرفیق و حریفی نمانی از عالم
[...]
یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
فلست املک صبر نوبةالکاس
و تابعالطاس مملوا بلا مهل
فان صحوت فهذا نوبة الیاس
و دوام السکر من کأس البقا مددا
[...]
همیزنم نفس سرد بر امید کسی
که یاد ناورد از من به سالها نفسی
به چشم رحم به رویم نظر همینکند
به دست جور و جفا گوشمال داده بسی
دلم ببرد و به جان زینهار میندهد
[...]
در آرزوی تو گشتم به هر دیار بسی
مرا ز روی تو هرگز نشان نداد کسی
وجود خاکی ما را به کوی دوست چه کار
که نیست لایق باغ بهشت خار و خسی
همیروم ز پی کاروان فقر مگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.