ای سر زلفت هزار سلسله عاقل
ساخته دیوانه داده جا بسلاسل
صحبت لعل لب تو قند مکرر
شرح فراق رخ تو زهر هلاهل
صورت محض است و غافلست ز معنی
آنکه شد از عشق صورتی چو تو غافل
من ز تو حیرانم و از آنکه نباشد
چون من حیران بروی خوب تو مایل
لطمه بصورت زد از خجالت خود ماه
گشت چو با ماه عارض تو مقابل
خاتم پیغمبران حسنی و صد حیف
آیه مهر و وفا نشد بتو نازل
گر نه رقیب من است این تن خاکی
از چه میان من و تو آمده حایل
فیض دو گیتی گرت هواست صغیرا
درک مسائل نما و ترک رذائل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که شاعر با نمادهایی مختلف به وصف او میپردازد. شاعر با اشاره به زلف و لب معشوق، از دیوانگی و عشق خود سخن میگوید و احساسات عمیقش را بیان میکند. همچنین به فراق و دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق او باعث حیرانیاش شده است. در انتها، شاعر از معشوق میخواهد تا به زیباییهای دنیا توجه کند و از رذایل دوری کند. شعر با حسرتی نسبت به وفای نایافتنی و فاصلهای که میان آنها وجود دارد، به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: ای موی تو هزار رشته را به عاقل وصل کرده، اما دیوانه را در این زنجیرها قرار داده است.
هوش مصنوعی: گفتوگوی شیرین لبهای تو همچون قند مکرر است و توصیف جدایی از چهرهات مانند زهر کشندهای است.
هوش مصنوعی: اینکه فقط به ظاهر توجه میشود و از عمق و معنی آن غافل است، زیرا عشق باعث شده که انسانی با زیباییای همچون تو، از حقیقت دور بماند.
هوش مصنوعی: من از تو شگفتزدهام و از اینکه هیچکس مانند من در عشق تو شگفتزده نیست. تو به زیبایی خودت توجهی خاص داری.
هوش مصنوعی: از خجالت، چهرهاش مانند ماه شده است، چون در برابر چهرهات قرار گرفته و لطمهای به صورتش وارد شده است.
هوش مصنوعی: آخرین پیامبر حسن است و چه تأسف که آیهای درباره محبت و وفا به تو نازل نشد.
هوش مصنوعی: اگر این جسم خاکی رقیب من نیست، پس چرا میان من و تو فاصله انداخته است؟
هوش مصنوعی: اگر به دنبال بهرهمندی از نعمتهای دنیا و آخرت هستی، باید کوچکترین مسائل را درک کنی و از رذایل و رفتارهای ناپسند دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گنبد پیروزهگون پر ز مشاعل
چند بگشته است گرد این کرهٔ گل؟
علت جنبش چه بود از اول بودش؟
چیست درین قول اهل علم اوایل؟
کیست مر این قبه را محرک اول؟
[...]
دهقان در بوستان همی سحر آمد
تا ببرد جانشان به ناخن و چنگال
ای ز حکیمان شنوده علم اوایل
هم ببراهین رسیده ، هم بدلایل
طبع تو افروخته بنور حقایق
جان تو آراسته بنقش فضایل
چند مسایل کنم سؤال ز حکمت
[...]
ای شده سر تا به پا چو گلبن پر گل
طرّة دستار کرده دستة کاکل
کار کمر تنگ کرده تاب کمربند
طرف کله برشکسته طرز تغافل
خنده برانگیخته ز لعل چو غنچه
[...]
نی سوی دنیا امیدم و نه به عقبا
داشته چرخم درین میانه معطل
آمده دهر عجوز بهر فریبم
چهره به شکل عروس کرده مشکل
باطنش از هر قبیح آمده اقبح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.