بکوی میکده بس بیهشان مدهوشند
که قطب دایرهٔ عقل و دانش وهوشند
کنند پر ز هیاهو نه آسمان را لیک
نشسته پیش تو لب بسته اند و خاموشند
درون جان خود از شوق آتشی دارند
کز آن بسان خم میمدام در جوشند
ملک به شیشه کند قطرهٔی اگر بچکد
از آن پیاله که این قوم باده مینوشند
تو همنشین رقیبی و با حبیب این قوم
درون خلوت دل روز و شب هم آغوشند
تراست سعی به تن پروری ولی ایشان
براه دوست همی در هلاک خود کوشند
نموده اند لباس برهنگی در بر
مگر که پرده بر اسرار خویشتن پوشند
صغیر کیفیت اهل عشق میگویی
بگو که مجلسیان پای تا بسر گوشند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف حال و هوای میکده و عاشقان میپردازد. او میگوید که مردم در میکده به قدری غرق در شگفتی و مستی هستند که زبان به سخن نمیگشایند، اما در درونشان آتش شوق و عشق زبانه میکشد. این افراد به طور همزمان با رقیب و محبوب خود در دلهایشان در نزاع و آشتی هستند. شاعر همچنین اظهار میکند که این عاشقان برای رسیدن به عشق، خود را به هلاکت میزنند و خود را از واقعیات زندگی برهنه کردهاند. در نهایت، او به ویژگیهای اهل عشق اشاره میکند و میگوید که آنها در هر زمان و مکان در حال گوش سپردن به عشق هستند.
هوش مصنوعی: به کوی میکده برو که بسیاری از مردم آنجا در حال شگفتی و مستی هستند، زیرا آنجا محور عقل و دانش و هوش است.
هوش مصنوعی: در مقابل سر و صدای زیاد و شلوغی که در آسمان وجود دارد، ابرهایی که پیش تو نشستهاند، ساکت و بیصدا هستند.
هوش مصنوعی: در دل خود شوری و آتشی دارند که مانند خم شراب دائم در حال جوش و خروش است.
هوش مصنوعی: اگر یک قطره از پیالهٔ این قوم که مشغول نوشیدن باده هستند، به شیشه بیفتد، آن وقت ملک (افلاک و قدرتها) تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: تو در کنار رقیب هستی و با دوست این مردم در خلوت دل شب و روز در آغوش هماند.
هوش مصنوعی: تو به دنبال راحتی و تن پروری هستی، اما آنها با تلاش و کوشش در مسیر دوست، حتی در مواجهه با خطر و آسیب به خودشان، پیش میروند.
هوش مصنوعی: آنان لباس عریانی به تن کردهاند، اما تنها به خاطر آن است که پردهای بر رازهای درونی خود بگذارند.
هوش مصنوعی: کسی که به عشق میپردازد، چگونه است؟ بگو که کسانی که در مجلس عشق هستند، تمام وجودشان غرق در شنیدن و درک آن هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مقیدان تو از یاد غیر خاموشند
بخاطری که تویی دیگران فراموشند
برون خرام که بسیار شیخ و دانشمند
خراب آن شکن طره و بنا گوشند
چه عیش خوشتر ازین در جهان که یک دو نفس
[...]
چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
که باده در رگ تاک است ومست ومدهوشند
حدیث بیش وکم ومهرذره بدمستی است
ز یک پیاله دو عالم شراب می نوشند
ز ما سلام به دارالسلام دار رسان
[...]
برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند
که عاقلان همه دیوانه ی قبا پوشند
نشاط مستی ما را به شب تماشا کن
که روز، باده کشان چون چراغ خاموشند
چمن ز بلبل و قمری به کام صیاد است
[...]
جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
به جنبش مژه عرض هزارآغوشند
ز حسن معنی دیوانگان مشو غافل
که اینکبودتنان نیل آن بناگوشند
به صد زبان سخنساز خیل مژگانها
[...]
زهر کناره بیغمای گل چه میکوشند
زبلبلان چه عجب گر بباغ بخروشند
کسان که مهر تو در سینه کرده اند نهان
بر آفتاب جهانتاب پرده میپوشند
مگر خدای نه ستار شد چرا زهاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.