دلم نظر سوی آن زلف پرشکن دارد
بلی غریب نظر جانب وطن دارد
بتی که نیست مرا غیر او دگر یاری
هزار عاشق دیگر به غیر من دارد
ز خاک بهر چه با داغ سر زند لاله
بدل نه گر غم آن سرو سیمتن دارد
از آن خوش است بتنگی دلم که اینحالت
بیادگار از آن غنچهٔ دهن دارد
زمن گریخت دل و رفت در چه ذقنش
بحیرتم که چه اندر چه ذقن دارد
روا بود که بپوشد چو من نظر ز چمن
کسی که بر گل رویش نظر چو من دارد
ز خاک ره بت من دارد آن کرامت ها
که عیسی از لب و یوسف ز پیرهن دارد
ز عشق من شده حسن تو شهره در عالم
که شهرت اینهمه شیرین ز کوهکن دارد
ز نیستی بطلب امن و عافیت آری
چه باک رهرو مفلس ز راهزن دارد
زنی شنید صغیر آنچه بایدش واعظ
دگر چگونه ترا گوش بر سخن دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و دلتنگی شاعر نسبت به معشوق و وطنش میپردازد. شاعر با احساسات عمیق خود، نشان میدهد که تنها معشوقش ارزش توجه و عشق را دارد و باقی عاشقان برای او بیمعنیاند. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بر این نکته تاکید میکند که عشقش باعث شهرت و تمجید از معشوق شده است. در نهایت، شاعر از مشکلات و چالشهای زندگی میگوید و به دنبال آرامش و امنیت است، در حالی که با احساس تنهایی و بیکسی دست و پنجه نرم میکند.
هوش مصنوعی: دل من به سمت زلفهای زیبا و دلربا جلب شده است، اما در عین حال، احساسی از دلتنگی و تعلق به وطن نیز دارم.
هوش مصنوعی: کسی جز او برای من همراهی ندارد، در حالی که هزاران عاشق دیگر او را دارند.
هوش مصنوعی: از خاک به چه دلیلی لاله با داغ و درد سر خود میشکفد؟ اگر غمی از این سرو زیبا داشته باشد، نشان از درد و اندوه اوست.
هوش مصنوعی: دلم از اینکه در تنگنا هست، خوشحال است چون این حالت یادآور غنچهای است که از این شرایط نشات گرفته.
هوش مصنوعی: دل از من گریخت و در جایی پنهان شد که حیرانم، نمیدانم در کدام راز و نکته پنهان شده است.
هوش مصنوعی: این درست است که کسی که مانند من به زیبایی و گلبرگهای روی یک گل نگاه میکند، باید مانند من احساساتی داشته باشد و از آن زیبایی بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: از دست بایست بگذرند و تربت محبوب من، صفات بلندی دارد که عیسی از زبان و یوسف از پیراهنش بهرهمندند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق من، زیبایی تو در همه جا مطرح شده است. این شهرت که اینقدر دلچسب است، به مانند شهرت کوهکنی است.
هوش مصنوعی: از عدم و نابودی به دنبال امنیت و آرامش باش. چه اهمیتی دارد که شخص درویش و بیپول از دزد و راهزن بترسد.
هوش مصنوعی: زنی شنید که فرزند کوچکتر از او چه چیزی را باید از واعظ یاد بگیرد و حالا اینکه چطور میتواند به صحبتهای او گوش دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم شکست بدان زلفهای پرشکنش
که زیر هر خم زلفش صد انجمن دارد
هزار جان گرامی فدای یک نفسش
که رهگذر نفسش زان لب و دهن دارد
گرفتم از لب لعلش حکایتی گویم
[...]
دل رمیده ما شکوه از وطن دارد
عقیق ما دل پرخونی از یمن دارد
یکی است آمدن و رفتن سبکروحان
شکوفه جامه احرام از کفن دارد
چو غنچه هرکه به وحدت سرای دل ره برد
[...]
به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
سیاه مست ندانم دگر چه فن دارد!
به هدیه جان دهم از بهر بوسهای و هنو
درین معامله لعل لبت سخن دارد
تویی که جای به یک دل نمیکنی ورنه
[...]
نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد
شهید او که چه ترکان صف شکن دارد
چنان شکار وفا گشته چشم غمازش
که سوی هر که نگه می کند به من دارد
به راز دار محبت چه احتیاج قسم
[...]
نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
به راستی خیر از درد و داغ من دارد
ز روزگار خرابم کسی شود آگاه
که خار در جگر و قفل بر دهن دارد
بهحقشامغریبان نگاهدار ای زلف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.