نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
نه هر که سوخت در آتش سمندری داند
نه هر ستاره درخشید صاحب نظری
مهش شمارد و خورشید خاوری داند
توانگر آنکه بدست آورد دلی ورنه
نه هر که سوخت دلی را توانگری داند
هوای تاج کیانی ندارد اندر سر
کسی که قدر کلاه قلندری داند
نشست دیو به اورنگ جم ولی آصف
رویهٔ زحل و سیر مشتری داند
میان معجزه و سحر فرق بسیار است
نه هر مفتن و ساحر پیمبری داند
نشان راه ز دزدان ره چه میپرسی
نه هر که بر سر راه است رهبری داند
مشو غلام کسی غیر خواجه قنبر
کدام خواجه چو ا و بنده پروری داند
صغیر تا شده از جان غلام درگه او
غلامی در او به ز سروری داند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تفاوتها و نشانههای واقعی ارزشها و شخصیتها میپردازد. شاعر میگوید که قهرمانان واقعی و دانایان حقیقی همیشه به سادگی قابل شناسایی نیستند. فقط ظاهر قهرمانانه یا درخشندگی ستارگان نمیتواند نشانهای از قابلیتهای درونی فرد باشد. توانگری واقعی در به دست آوردن دلها و قدر دانستن انسانهاست، نه فقط در ثروت مادی. همچنین، در شعر تأکید میشود که محبت و احترام به دیگران، به خصوص به کسانی که حقیقتاً خدمتگزار هستند، اهمیت دارد. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که تفاوتهای عمیقتری بین معجزات و سحرها وجود دارد و نه هر کسی که در ظاهر بر سر راه است، میتواند راهنما باشد.
هوش مصنوعی: نه هر کسی که به میدان جنگ آمد، یعنی دلاوری و شجاعت را دارد، و نه هر کسی که در آتش عشق سوزانده شد، به معنای حکمت و دانش در عشق آگاه است.
هوش مصنوعی: هر ستارهای که در آسمان میدرخشد، لزوماً نمیتواند دارای دانش و حکمت باشد، همچنان که خورشید در شرق به طلوع میآید و میداند چه زمانی باید طلوع کند.
هوش مصنوعی: توانگر واقعی کسی است که بتواند قلبی را به دست آورد و نه کسی که تنها عاشقانه شود و بخواهد دل دیگری را بگیرد.
هوش مصنوعی: کسی که ارزش و مقام سادهزیستی و تواضع را درک کند، هرگز به فکر قدرت و شوکت پادشاهی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دیو بر تخت جمشید نشسته است، ولی آصف (وزیر سلیمان) چهره زحل و مسیر سیاره مشتری را میداند.
هوش مصنوعی: در میان معجزه و سحر تفاوت زیادی وجود دارد. هر کسی که تحت تأثیر جذابیتهای ظاهری قرار میگیرد، لزوماً پیامبر نیست و نمیتواند برتریهای الهی را درک کند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی راه را از دزدان بپرسی، بدان که هر کسی که در مسیر است، رهنما و دانای راه نیست.
هوش مصنوعی: به کسی غیر از خواجه قنبر خدمت نکن، زیرا هیچ خواجهای توانایی پرورش و تربیت بندگان را مانند او ندارد.
هوش مصنوعی: کودکی که از دل و جان خود به خدمت درگاه او برآید، در حقیقت او نیز به خاطر محبت و ارادتش به آن سرور، به نوعی با او برابر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن
[...]
چنین که چهره خوب تو دلبری داند
نه حسن حور و نه رخساره پری داند
به خاک پای تو کآب حیات ممکن نیست
که همچو لعل لبت روحپروری داند
ستمگری نه پریچهره مرا کارست
[...]
چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند
سواد زلف سیاهت ستمگری داند
ز لطف نرگس مستت نشان تواند داد
دلی که سحر مبین در مبصری داند
بصد روان لبت،ای ماهروی،دشنامی
[...]
پریوشی که به رخ رسم دلبری داند
سگ خودم شمرد و آدمیگری داند
نهان ز چشم کسان گفتمش به سوی من آی
به خنده گفت که این شیوه را پری داند
چو دم ز بندگی او زنم ز آتش غم
[...]
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟
دلم بعشوه ربود اول و ندانستم
که آخر اینهمه شوخی و دلبری داند
بعاشقان ستم دوست عین مصلحتست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.