راستی مردم از آندم که بصلب پدرند
چون ببینی به ره مرگ و فنا ره سپرند
عجب اینست که این قافله روزان و شبان
بعیان در حضرند و به نهان در سفرند
این جهان رهگذر و مردم غافل ز خدای
پی آزار هم اماده در این رهگذرند
خبر از جمعیت مشرق و مغرب دارند
وز پریشانی همسایهٔ خود بی خبرند
عمر خود جمله به اندوختن مال جهان
بگذرانند و گذارند و از آن درگذرند
شبشان روز درخشنده کسانی که ز مهر
روز و شب در پی آسایش نوع بشرند
وز ره سعی و عمل آنچه که آرند به دست
با محبت بخورانند و به عزت بخورند
هیچ دانی که بود زندهٔ جاوید صغیر
خیرخواهان که در این مرحله صاحب اثرند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی وضعیت انسانها در جهان میپردازد. شاعر به غفلت مردم از مرگ و فنا اشاره کرده و میگوید که آنها در حال گذران عمر خود هستند و تنها به جمعآوری مال دنیا مشغولند. در عین حال، انسانها از مشکلات همسایگان و دیگران بیخبرند، در حالی که باید به آسایش نوع بشر توجه کنند. شاعر تصریح میکند که افرادی هستند که با کوشش و محبت به دیگران خدمت میکنند و میراثی خوب برای آینده به جا میگذارند. در نهایت، تأکید میکند که خیرخواهان واقعی در این دنیا به جاودانگی و اثرگذاری میرسند.
هوش مصنوعی: واقعاً آدمها از زمانی که به دنیا میآیند، در مسیر مرگ و نابودی قرار دارند.
هوش مصنوعی: عجب اینکه این caravan، که روزها و شبها در حال حرکت است، در ظاهر در محل خود هستند ولی در باطن در سفری دیگر به سر میبرند.
هوش مصنوعی: این جهان مسیر گذر است و مردم در غفلت از خدا به سر میبرند. برخی از آنها حتی آمادهاند تا به دیگران آسیب برسانند.
هوش مصنوعی: آنها از کارها و وضعیت مردم در شرق و غرب مطلع هستند، اما از آشفتگی و مشکلات همسایهٔ خود بیخبرند.
هوش مصنوعی: انسانها عمر خود را صرف جمعآوری ثروت و دارایی در این دنیا میکنند، اما در نهایت از همه آنها عبور کرده و به این دنیا پشت میکنند.
هوش مصنوعی: شب برای کسانی چون روز روشن است که با عشق و محبت در تلاشند تا آسایش و رفاه را برای نوع بشر به ارمغان آورند.
هوش مصنوعی: از طریق تلاش و کوشش، آنچه را که به دست میآورند، با محبت عرضه میکنند و با افتخار مصرف میکنند.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که در این جهان، کسانی هستند که همواره به نیکی و خیرخواهی مشغولاند و در این عرصه تأثیرگذارند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این رقیبان که بر این گنبد پیروزه درند
گرچه زیرند گهی جمله، همیشه زبرند
گر رقیبان به بصر تیز بوند از بر ما
این رقیبان سماوی همه یکسر بصرند
نامشان زی تو ستاره است ولیکن سوی من
[...]
بچگان ما مانندهٔ شمس و قمرند
زانکه همصورت و همسیرت هر دو پدرند
تابناکند ازیرا که دو علوی گهرند
بچگان آن بنسبتر که ازین باب گرند
ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
پیش کاین تاج مه از تارک شب برگیرند
شاهدان شمع ز کاشانه برون اندازند
قدسیان مشعله هفت فلک درگیرند
نیکوان پرده بر انداخته در رقص آیند
[...]
آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند
و آمد آن روز که مرغان همه جز گل نچرند
دلبران بوسه به عشاق دراین فصل دهند
بیدلان پرده اندیشه در این فصل درند
گل و لاله چو رخ و عراض معشوق شدند
[...]
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.