به تغافل همه روزان و شبان میگذرد
حیف از این عمر که در خواب گران میگذرد
از بد و نیک جهان قصه مخوان باده بخور
شادی این که بد و نیک جهان میگذرد
راستی قابل این نیست جهان گذران
که بگوییم چنین است و چنان میگذرد
تا بگیری کُلَه از سر رَوَد ایّامِ بهار
تا نهی باز به سر فصل خزان میگذرد
گذراند ز کمان فلکت شستِ قضا
همچو تیری که به ناگه ز کمان میگذرد
وضع گیتی طلب از مهتر سیاحان مهر
که بر او سیر کران تا به کران میگذرد
هر نفس عمر تو بیسود کسان است صغیر
گر به تحقیق ببینی به زیان میگذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به غفلت انسانها اشاره دارد که روزها و شبها را بدون توجه به گذر عمر سپری میکنند. شاعر به این نکته تأکید میکند که عمر انسان در خواب و بیخبری هدر میرود و از زندگی نمیتوان داستانی درباره خوبی و بدی جهان ساخت. او میگوید که زندگی کوتاه و گذراست و بهتر است از لحظات آن بهخوبی استفاده کنیم، زیرا هر نفس مملو از ارزش و فرصت است. در نهایت، بیان میکند که عمر انسان غالباً به زیان سپری میشود اگر به عمق واقعیتها و معناهای آن پی نبرد.
هوش مصنوعی: زندگی روزها و شبها به شکلی بیتوجه و غافلانه سپری میشود و افسوس که عمر ما در خواب و غفلت هدر میرود.
هوش مصنوعی: به جای اینکه به داستانهای خوب و بد جهان توجه کنی، به شادمانی بپرداز و از زندگی لذت ببر، زیرا همه چیز در گذر است و میگذرد.
هوش مصنوعی: واقعیت این است که دنیا گذرا و ناپایدار است و نمیتوان به سادگی گفت که اوضاع چگونه است یا چگونه پیش میرود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بهار بر میگردد و روزهای خوب و سرسبز را تجربه میکنی، باید حواست باشد که دوباره به فصل پاییز و سردی آن برنگردی.
هوش مصنوعی: زندگی مانند تیری است که ناگهان از کمان رها میشود و نمیتوان از مسیر آن جلوگیری کرد. سرنوشت و تقدیر ما به سرعت همچون تیر از کمان میگذرد و تغییرات آن غیرقابل پیشبینی است.
هوش مصنوعی: وضع دنیا را از بزرگترین جهانگردان بپرس، زیرا آنان هستند که سفرهای طولانی را از یک سمت به سمت دیگر انجام میدهند.
هوش مصنوعی: هر لحظه از عمر تو برای دیگران بیفایده است. اگر به دقت نگاه کنی، متوجه میشوی که این عمر به ضرر تو میگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد
وان چه تیرست که در جوشن جان میگذرد
آن نه شخصی که جهانیست پر از لطف و کمال
عمر ضایع مکن ای دل که جهان میگذرد
آشکارا نپسندد دگر آن روی چو ماه
[...]
تو که روزت به نشاط دل و جان میگذرد
شب، چه دانی، که مرا بیتو چه سان میگذرد؟
آب خوش میخورد این خلق ز سیل چشمم
بس که دلسوخته زان آب روان میگذرد
قامتت راست چو تیر است و عجایب تیری
[...]
بت شکرسخن پستهدهان میگذرد
مَهِ خورشیدرخ مویمیان میگذرد
خلق شیراز! بدانید و نظر باز کنید
کآفت مرد و زن و پیر و جوان میگذرد
تا من از سینهٔ مجروح سپر ساختهام
[...]
از میان تیغ برآور که زمان میگذرد
وقت پیرایش گلزار جهان میگذرد
غافلان پشت به دیوار فراغت دارند
عمر هرچند که چون آب روان میگذرد
میکند خواب فراغت به شبستان عدم
[...]
به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد
که ز جان در ره آن جان جهان میگذرد
از مقیم حرم کعبه نباشد کمتر
آنکه گاهی ز در دیر مغان میگذرد
نه ز هجران تو غمگین نه ز وصلت شادم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.