تا نگوئی بجهان دوست مرا بسیار است
دوست اکسیر بود این سخن از اسرار است
راستی ز اهل صفا دوست بدست آوردن
آید آسان بنظر لیک بسی دشوار است
آنکه دارد بنظر نفع خود از صحبت دوست
دوست نبود ز حریفان سر بازار است
ای بسا دوست نما دشمن جانی که تمام
در تظاهر پی منظور خود آن مکار است
ای بسا دوست که با دوست زند لاف وفا
لیک گاه عمل از وی بری و بیزار است
ای بسا دوست که ازابلهی و نادانی
دوست را مایهٔ صدگونه غم و آزار است
جذب گفتار مشو دوست مدان آنکس را
که نه گفتار ویام یخته با کردار است
دوست آنست که هنگام گرفتاری دوست
از طریق عمل آن غمزده را غمخوار است
دوستی خود ثمر نخل وجود من و تست
سوختن در خور نخل است اگر بی بار است
اثر دوستی و مهر و محبت باشد
آنچه در دهر ز صاحب اثران آثار است
بهتر آنست کزین مسئلهٔ دور و دراز
رشته کوتاه کنم ورنه سخن بسیار است
چون کنایت ز صراحت بود اولی اینجا
با همه بی نظری ها نظری در کار است
مختصر شرحی اگر گفتهام از مهر و وفا
پی به مقصود برد آنکه دلش بیدار است
با خدا باش و بپوش از همه کس دیده صغیر
فارغست از همه کس آنکه خدایش یار است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ دوستی و انتخاب صحیح دوستان صحبت میکند. او به تفاوت بین دوستان واقعی و ظاهری اشاره میکند و میگوید که بهدست آوردن دوستان اهل صفا ساده به نظر میرسد، اما در واقع بسیار دشوار است. او هشدار میدهد که برخی افراد که خود را دوست مینامند، در حقیقت دشمنان مکار هستند و در مواقع نیاز تنها به فکر منافع خود هستند. همچنین، او بر لزوم سنجش عمل دوستان تأکید دارد و میگوید که دوستی واقعی در زمان دشواری خود را نشان میدهد. در انتها، شاعر تأکید میکند که با وجود مشکلات، دوستی و محبت بر زندگی اثر مثبت دارد و در نهایت به ارتباط با خداوند بهعنوان بهترین دوست اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زیرا که تو نگوئی به دیگران که من بسیار دوست دارم، دوستی من مانند اکسیر است و این گفته از رازها و اسرار عمیق وجود دارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که پیدا کردن دوستان صمیمی از آدمهای باصفا کار راحتی باشد، اما در واقع این کار بسیار دشوار است.
هوش مصنوعی: کسی که تنها به نفع خود از صحبت با دوستان استفاده میکند، در حقیقت دوست نیست و فقط شبیه کسانی است که در بازار تنها به دنبال سود خود هستند.
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات، افرادی که به ظاهر دوست به نظر میرسند، در حقیقت دشمنانی هستند که تنها به دنبال منافع خود هستند و با ظاهرسازی سعی دارند اهداف خود را دنبال کنند.
هوش مصنوعی: بسیاری از دوستان هستند که با یکدیگر از وفاداری سخن میگویند، اما در عمل ممکن است از یکدیگر برکنار و بیزار باشند.
هوش مصنوعی: بسیاری از دوستان به خاطر نادانی و بیخبری خود، باعث ایجاد انواع غم و دردسر برای دیگران میشوند.
هوش مصنوعی: به حرفهای دیگران وابسته نشو و به کسی که عملش با حرفهایش همخوانی ندارد، اعتنا نکن.
هوش مصنوعی: دوست واقعی کسی است که در زمان مشکلات و سختیها، با عمل و رفتار خود به یاری دوستش میشتابد و او را تنها نمیگذارد.
هوش مصنوعی: دوستی، میوهٔ وجود من است و اگر درختی که من هستم بار نداشته باشد، همچنان در آتش عشق تو میسوزم.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت باعث میشود که آثار و تأثیرات این دنیا از کسانی که در این زمینه تلاش کردهاند، به یادگار بماند.
هوش مصنوعی: بهتر است از این موضوع lengthy و پیچیده، به طور مختصر صحبت کنم، زیرا حرفهای زیادی برای گفتن وجود دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که اشاره به چیزی بهجای بیان مستقیم آن باشد، در اینجا با وجود عدم توجه به جزئیات، چیزی در زیرskin قضیه وجود دارد که قابل بررسی است.
هوش مصنوعی: اگر توضیحات مختصری که دادهام را خواندهای، کسی که دلش بیدار و هوشیار است میتواند از آن به هدف و حقیقتی پی ببرد.
هوش مصنوعی: با خداوند باش و نگذار کسی به تو نگاه کند؛ کودک درون تو از همه چیز بیخبر است. کسی که خداوند را همراه خود دارد، نگران هیچ چیز دیگری نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آرزومندی من خدمت و دیدار تو را
چون جفای فلک و محنت من بسیار است
تن من کز تو جدا ماند به نزد همه خلق
چون جهان پیش دل و چشم تو بی مقدار است
دلم از فرقت تو تنگ چو چشم مور است
[...]
هر که از درد تو محروم بود بیمار است
و آنکه داغ تو نه پر سینه او افگار است
دلم از ناوک آن غمزه شکایت نکند
که بر این خسته حق نعمت او بسیار است
گله از بار غم و بار سنم نیست مرا
[...]
اثری در قدح باده ز لعل یار است
قبلهٔ خسته دلان خاک درِ خمّار است
سخن عقل در این کوی ندارد وزنی
عشق از آن دل که در او عقل بود بیزار است
خبر از سوز دلم نیست کسی را چون شمع
[...]
دلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
دیده در حسرت یاقوت تو گوهربار است
ای که گفتی خبری از تو صبا برد ولی
مشکل این است که او نیز چو من بیمار است
دور از او کار من آسان بکن ای غم ورنه
[...]
بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
در پی مطرب و می باش که کار این کار است
صف زده دردکشان پیش در میکده اند
زاهد صومعه را وقت پس دیوار است
رشته سبحه که از گوهر اخلاص تهی ست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.