برخیز و وضع حال من از روزگار بین
با صد جهان شکنجه و دردم دچار بین
با آنکه در زمانه خود امروز مرکزم
بیرون در ز دایرهام حلقهوار بین
گه از رضا چو تن به زمین با سکون نگر
گه از قضا چو سر به سنان بیقرار بین
از تابش غم خود و اصحاب و اهلبیت
چون شمع آتشم همه در پود و تار بین
عطشان تو جان سپردی و با کام خشک و تر
عذب فرات را به لبم زهرمار بین
درخور نبود رفع عطش را وگرنه ز اشک
برخیز و جیب و دامن من جویبار بین
بی چهر و قامت گل و سروم به باغ و جوی
بر دل خدنگ بنگر و بر دیده خار بین
باقی گذاشت کافکندم از در تو دور
بدعهدی زمانهٔ ناسازگار بین
اولاد خویش را که خود اهل مودتند
خورد و درشت و دخت و پسر خوار و زار بین
از خال و خط و زلف جوانان سادهروی
دامان دشت ماریه را پر نگار بین
وز خون نوخطان خداخوان خاکخفت
چون طرف باغ بادیه را لالهزار بین
این خیل داغدیدهٔ هجرانکشیده را
سوی مزار مادر خود رهسپار بین
زنها و خواهران و یتیمان خویش را
چون اشک دل ز دیده روان زین دیار بین
از صدمهٔ پیادهرویها برهنهپای
پای برهنگان یتیمت فگار بین
چون قطع جان و دل به رضا زآن بدن نکرد
گفت این مقاله دیگر و قطع سخن نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از وضعیت دردناک و تلخ خود پس از مصیبتها و رنجهای زودگذر زندگی صحبت میکند. او به وضع خود در میان مشکلات و گرفتاریها اشاره میکند و به شدت احساس تنهایی و ناامیدی میکند. با تشبیهاتی همچون «شمع آتش» و «زهر مار»، به عمق غم و اندوهش میپردازد. همچنین به یاد عزیزانش و مشکلاتی که آنها نیز با آن مواجه هستند، اشاره میکند و با حسرت به زمانهای که آرزوی محبت و صلح در آن را دارد، نگاه میکند. شاعر با بیان دردها و مشکلات خود و دیگران، به نوعی نالهای از حال و روز سخت زندگی میکند و بر فقدان عزیزان و مشکلاتی که بر روی دوش او و اطرافیانش است، تأکید دارد. در پایان، او همچنان بیتاب و بیقرار است و به نظر میرسد که هیچ راهی برای آرامش و تسکین خود ندارد.
هوش مصنوعی: بلند شو و به وضعیت من نگاه کن، با صد درد و رنج از دنیا دست و پنجه نرم میکنم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من امروز در دایره خودم قرار ندارم، میتوانم از بیرون به آن نگاهی حلقهوار داشته باشم.
هوش مصنوعی: گاهی وقتها با آرامش به زمین نگاه میکنی و از رضایت در آنجا هستی، و گاهی هم در وضعیت ناپایداری، سر به تیر نگاه میکنی و از سرنوشت نگران هستی.
هوش مصنوعی: از نور غم خود و دوستان و خانوادهام، مانند شمعی که میسوزد، همه چیز من را در تاریکی فرو برده است.
هوش مصنوعی: تو تشنهای و جان خود را فدای عطش کردی، در حالی که با دهان خشک و پر از تلخی، آب شیرین دجله را بر لبانم زهر میکنی.
هوش مصنوعی: اگر تشنگیام رفع نمیشود، اشکهایم را ببین که چطور از چشمانم سرازیر شده و جیب و دامنم را مثل جویبار پر کردهاند.
هوش مصنوعی: بدون توجه به زیبایی و ظاهر، به گل و رودخانه در باغ نگاه کن و به دقت به تیرکهای دل بسپار و زخمها و دردهایی که بر چشمانت نشسته است، ملاحظه کن.
هوش مصنوعی: من از در تو دور شدم، چون زمانه ناسازگار و بیوفا است و از تو تنها یادگارهایی باقی مانده است.
هوش مصنوعی: فرزندان خود را که ذاتاً انسانی و محبوباند، بهدقت و حساسیت بررسی کن و وضعیت آنها را چه در خوب بودن و چه در بد بودن، مورد توجه قرار بده.
هوش مصنوعی: از زیباییها و زینتهای giovani که با خط و خال و موهای زیبایشان بر دشت ماریه نمودار است، به وضوح به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: از خون جوانان خداجوی که به خاک آرمیدهاند، چنانچه در کنار باغ، دشتهای پر از لاله را مشاهده میکنی.
هوش مصنوعی: این گروه از افرادی که به شدت از دوری و فراق رنج میبرند، را ببین که به سمت مزار مادر خود در حال حرکت هستند.
هوش مصنوعی: زنها و خواهران و یتیمان خود را مانند اشکی که از دل به چشم میآید، احساس کنید و آنها را از این سرزمین ببینید.
هوش مصنوعی: از آسیبهایی که به پاهای برهنهام از راه رفتن روی زمین ناهموار رسیده، به حال یتیمان برهنهپا فکر کن.
هوش مصنوعی: وقتی که جان و دلش به رضایت از آن بدن جدا شد، دیگر چیزی نگفت و از حرف زدن باز نایستاد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روی بهار تازه همه پرنگار بین
خیز ای نگار و می ده و روی نگار بین
در مرغزار خوبی هر لاله زار بین
وز لاله زار رتبت هر مرغزار بین
هجران آن صنم گلعذار بین
وز خون دیده روی جهان لاله زار بین
کارم ز غم خراب و به دل بار هجر یار
از روزگار سفله مرا کار و بار بین
ای دل چو زلف یار پریشانیت چه سود
[...]
بگشای چشم و قافله را در گذار بین
ما را چو عمر از در خود رهسپار بین
از سینهها خروش به جای جرس شنو
از دیدهها سرشک به جای قطار بین
این بسته را پیاده نگر بر رکاب عیش
[...]
در باغ رو طراوت فصل بهار بین
آثار صنع حضرت پروردگار بین
سرو سهی بجلوه لب جویبار بین
خندان دهان غنچه بدامان خار بین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.