فر یزدان کرد بر فرمان عطا
پوری آزرم ملک رشک پری
زین ولادت ساز شد برگ نشاط
پست و بالا را ثریا تا ثری
بانی بزمش مه سور انتساب
ساقی صدرش عروس خاوری
مشتری جاویدش آرد ساز سور
زهره اش پیوسته در خنیاگری
چهر ساید در قدوم شیخ راد
خاک ریزد بر سر بالاسری
در خضوع از خاک شیند پست تر
بگذرد و از آسمان در برتری
در جهان نام هنر را جاودان
بازماند از شعار یاوری
الغرض کلک صفائی زد رقم
سوی فرمان از در دانشوری
بهر مولودش به مادر بر سرای
زهره ی ما زادی اینک مشتری
۱۳۱۰ق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره تولد یک فرزند است که با فراوانی زیبایی و شادی همراه است. شاعر به توصیف ویژگیهای خاص این کودک و خوشبختی که به خانواده و جامعه میآورد، میپردازد. او به ستایش هنر و دانش نیز اشاره دارد و بر این باور است که تولد این کودک باعث علیرضا و افتخار خواهد شد. در نهایت، شاعر تولد را به عنوان یک جشن بزرگ توصیف میکند و ابراز امیدواری میکند که این فرزند حائز ویژگیهای برجسته و ماندگاری باشد.
هوش مصنوعی: فرشتهای از سوی خدا با قدرت و زیبایی، به دستور او به جهان آمده و در دنیاست که با ویژگیهای خود توجه و حسادت پریان را جلب کرده است.
هوش مصنوعی: از این ولادت، احساس شادی و نشاط در دلها شکل گرفت و این شادی از زمین تا آسمان، همواره در اوج و پایین جریان دارد.
هوش مصنوعی: سازنده جشن او، ماهی است که نماینده زیبایی است و ساقی که در بالای مجلس ایستاده، همانند عروس درخشان صبحگاه است.
هوش مصنوعی: مشتری جاویدان همیشه همراهش است و ساز او را در شادی و سرور بیوقفه مینوازد.
هوش مصنوعی: وقتی شیخی وارد میشود، مردم با احترام و ارادت خاک بر سر خود میریزند و مقام او را گرامی میدارند.
هوش مصنوعی: آن که در خضوع و humility با خاک سر و کار دارد، از آن درجه پایینتر میرود و کسی که در مقام برتری و عزت آسمانی است، بالاتر میرود.
هوش مصنوعی: در دنیا نام هنر به یاد ماندنی خواهد بود و هرگز از شعار حمایت و کمک محو نخواهد شد.
هوش مصنوعی: در نهایت، با دقت و زیبایی خاصی، نوشتهای را آماده کردم که نشاندهندهی درک و آگاهی از دانش و علم است.
هوش مصنوعی: برای فرزندش، دختر زهره به خانهاش خوش آمد، اینک سیاره مشتری در آسمان دیده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.