گنجور

 
صفایی جندقی

میرزا عبدالحسین آن مرد راد

زیور دل زیب دین و آذین زین

دوستش پیوسته در اعزاز و ناز

دشمنش همواره در آشوب و شین

نعمت دنیا و دین پنهان و فاش

حق فرا پیش آردش قرب الیدین

سوی اکلیل ار فروزد چشم هوش

در فزاید بر فروغ فرقدین

فضلش از شش سوی عالم گیر باد

تا فراگیرد فضای خافقین ...

سال مولودش صفائی برنگاشت

زانکه بود این نکته بر وی فرض عین

باد آن کودک الهی جاودان

نور چشم میرزا عبدالحسین

۱۳۱۳ق

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

حکمتی بشنو به فضل ای مستعین

پاک چون ماء معین از بومعین

چون بهشتت کی شود پر نور دل

تا درو ناید ز حکمت حور عین؟

دل به حورالعین حکمت کی رسد

[...]

مسعود سعد سلمان

دین روز ای روی تو آگفت دین

می خور و شادی کن و خرم نشین

با می و می خوردن دین را چه کار

می خور و می نوش و قوی دار دین

هر گنهی کز می حاصل شود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه