گنجور

 
صفایی جندقی

شیخ شاکر جامع علم و عمل

پیر صابر صاحب عین الیقین

مرشد رهبر امام مقتدا

زیب بخش دین خیر المرسلین

زبده ی زهاد نخبه ی راستان

قدوه ی عباد قبله ی راستین

میرزا آئین گر یاسای شرع

سید ذوالمجد زین العابدین

روی رغبت یافت از ظلمت به نور

رخش همت تاخت بر عرش از زمین

رخت هستی بست از دنیای دون

باز شد بارش به فردوس برین

از نسای دنیوی ببرید انس

در جنان مألوف شد با حور عین

از اصاغر طاق و جفت افتاد فرد

با اکابر در بهشت آمد قرین

هجر خود بگماشت بر جان بنات

داغ خود بگذاشت بر قلب بنین

سال تحویلش صفائی برنگاشت

آه رونق رفت از اسلام و دین

۱۲۵۳ق

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

حکمتی بشنو به فضل ای مستعین

پاک چون ماء معین از بومعین

چون بهشتت کی شود پر نور دل

تا درو ناید ز حکمت حور عین؟

دل به حورالعین حکمت کی رسد

[...]

مسعود سعد سلمان

دین روز ای روی تو آگفت دین

می خور و شادی کن و خرم نشین

با می و می خوردن دین را چه کار

می خور و می نوش و قوی دار دین

هر گنهی کز می حاصل شود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه