مرا امروز اختر سازگار است
زمین پامرد و گردون دستیار است
سعادت همدم و دولت هم آغوش
که آن زرین میانم درکنار است
زهی یاری که کینش بی ثبات است
خهی ماهی که مهرش ا ستوار است
وفا پرور حیا خونی هوا خواه
که دلجویی و دلداریش کار است
ز مهرش پایه برتر بینم اما
ز فرط مهربانی خاکسار است
ولی با این کمال از غایت حسن
تنی نی کز کمندش رستگار است
چه دل ها کز فراقش در فغان است
چه تن ها کز برایش بی قرار است
چه لب ها کز دو لعلش پر خروش است
چه سرها کز دو چشمش پر خمار است
چه جان ها کز جمالش ناصبور است
چه رخ ها کز هوایش پر غبار است
از این جمع پریشان گرفتار
صفایی هم به جانش خواستار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف وضعیتی خوشایند و منتظرکننده میپردازد. شاعر از احساسات مثبت و شگفتانگیزی صحبت میکند که در کنار خوشبختی و موفقیت برایش فراهم شده است. او محبت و وفا را در ارتباطاتش ستایش میکند، اما در عین حال از غم فراق محبوب و بیقراری ناشی از دوری از او نیز ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، شاعر از وجود پریشانیها و دلتنگیها در بین عزیزانش میگوید و آرزوی آرامش و صفا برای جانش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: امروز برای من ستارهها به خوبی قرار گرفتهاند و زمین و آسمان نیز از من حمایت میکنند.
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی همیشه با من هستند و شانسم نیز در کنارم قرار دارد، چرا که ثروت و خوشحالی من در کنار هم وجود دارند.
هوش مصنوعی: چه خوب یاری که خشم و کینهاش ناپایدار است، مانند ماهی که عشق و محبتش ثابت و پایدار است.
هوش مصنوعی: در دل انسانهای وفادار و با حیا، عشق و علاقهای وجود دارد که آنها را به مراقبت و دلجویی از دیگران ترغیب میکند؛ این گرامیداشت و محبت به دیگران جزو وظایف آنان به حساب میآید.
هوش مصنوعی: از محبت او مقام و جایگاه بالایی میبینم، اما به خاطر زیاد بودن محبتش، خود را humble و خاکسار میدانم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او به نهایت زیبایی خود رسیده، هیچ کس نمیتواند از دام محبت او فرار کند.
هوش مصنوعی: دلهای زیادی از جدایی او ناله و فغان دارند و بدنهای زیادی برای او در بیقراری به سر میبرند.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره دارد که لبها و چشمانش اثرات عمیق و جذاب بر دیگران میگذارد. لبهای او به قدری زیباست که باعث شور و شوق میشود و چشمانش خمار و دلربا هستند که افراد را به حالت غمگینتر و فریبندهتری میکشاند. به طور کلی، زیبایی این فرد باعث تولید احساسات و واکنشهای متنوع در اطرافیانش میشود.
هوش مصنوعی: چه جانهایی که از زیبایی او ناآرامند و چه چهرههایی که در اثر هوای او پر از غبار و کدورت شدهاند.
هوش مصنوعی: در این جمع بینظم و شلوغ، کسی هم هست که به دنبال آرامش و صفای دل است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل رخسارگانش را بیاراست.
بنفشه زلفکانش را بپیراست.
خوشا وقتا که وقت نوبهار است
مساعد روز و میمون روزگار است
زمین چون لعبت شمشاد زلف است
جهان چون کودک عنبر عذار است
کجا پایت برآید گلستان است
[...]
مشو خاقانیا مغرور دولت
که دولت سایهٔ ناپایدار است
به دولت هر که شد غره چنان دان
که میدانش آتش و او نیسوار است
چو صبح است اول و چون گل به آخر
[...]
نه پنهان بر درستیش آشکار است
اثرهایی کز ایشان یادگار است
ره عشاق راهی بیکنار است
ازین ره دور اگر جانت به کار است
وگر سیری ز جان در باز جان را
که یک جان را عوض آنجا هزار است
تو هر وقتی که جانی برفشانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.