راه دیار یا مرا ای صبا بپوی
از تاب هجر و حسرت وصل منش بگوی
کای سست عهد ماه ستمکار کند مهر
وی سخت خشم یار دلازار تند خوی
ای شاه زود رنج من ای یار دیر صلح
ای ماه مهر سوز من ای ترک جنگجوی
یار رقیب بازم و شاه عدو نواز
ترک بهانه سازم و ماه لطیفه گوی
دانی شکستگی دل از حسرتم اگر
وقتی به تجربت زده ای سنگ بر سبوی
نزدیک شد به گردن جانم طناب مرگ
تا دورم از کشاکش آن زلف مشکبوی
زد زخمه ی فراق تو زخمی بدل مرا
کز تار موی و سوزن مژگان سزد رفوی
عشق تو و تن من باد وزان و خاک
شوق تو و دل من آب روان و جوی
با فر عشق کش همه شاهان گدای در
شد جان و سر به کوی تو کمتر ز خاک کوی
یکبار در تو آه صفایی اثر نکرد
آه از دلت که سخت تر از آهن است و روی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود درباره عشق و جدایی میپردازد. او از صبا درخواست میکند که او را به وصال محبوبش برساند و از درد و حسرت ناشی از دوری بگوید. شاعر محبوب خود را به عنوان شخصی با عهدی سست و خشمگین توصیف میکند و از رنجهایش به خاطر دوری از او سخن میگوید. عشقش او را به مرز مرگ نزدیک کرده و او نمیتواند این جدایی را تحمل کند. در نهایت، شاعر به شدت از درد فراق و سختی دل محبوبش ابراز نارضایتی میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق و آرزوی او میتواند جانش را به خطر بیندازد.
هوش مصنوعی: ای نسیم، به سوی دیار محبوب من برو و از غم دوری و آرزوی وصالش برایم بگو.
هوش مصنوعی: ای ماه ستمکار، که به وعدههای خود پایبند نیستی، چقدر خشمگین است یار دلازار و تندخو از عشق تو!
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که زود ناراحت میشوی، ای دوست دیرین من که صلح را بر جنگ ترجیح میدهی، ای ماه روشنی که قلبم را میسوزانی، ای جنگجوی شجاع.
هوش مصنوعی: عزیزم هنوز در کنار رقیب دارم و دشمنی که مرا نوازش میکند. بهانهها را کنار میگذارم و به مهربانی و زیبایی تو میپردازم.
هوش مصنوعی: میدانی که چقدر دل شکستهام از حسرتی که دارم، وقتی میبینم که تجربت چقدر سنگین و سخت است؟
هوش مصنوعی: مرگ به گردن جانم نزدیک شده، اما من میخواهم از دغدغههای آن زلف خوشبو دور باشم.
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی تو، قلب من جراحت عمیقی خورده است. این درد آنقدر شدید است که حتی با ظریفترین چیزها مانند تار موی تو یا سوزن مژههایت هم قابل بهبودی نیست.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند بادی است که در تنم جریان دارد و احساس شوق تو همچون آبی است که در دل من به راه میافتد.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که حتی شاهان هم مانند گدایان به درگاه تو بیایند. جان و سر من کمتر از خاکی است که در کوی تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: یکبار در تو بیاحساسی تأثیری نداشت، آه از دل تو که محکمتر از آهن است و چهرهات هم همینطور.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
این ایغده سری به چه کار آید ای فتی
در باب دانش این سخن بیهده مگوی
تا صبر را نباشد شیرینی شکر
[...]
ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی
اندیشه کرده ای که بدیدار آن روی
ایوان خواجه با توبه شهر اندورن بود
دیوانگی بود که تو جای دگر شوی
آن کس که هر دو دید، مر ایوان خواجه را
[...]
بنمود چون ز برج بره آفتاب روی
گلها شکفت بر تن گلبن به جای موی
چون دید دوش گل را اندر کنار جوی
آمد به بانگ فاخته و گشت جفتجوی
آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
از روی او دلم نشکیبد به هیچ روی
چشمم ز مهر ماهش گشته بسان ابر
جسمم ز عشق سروش گشته بسان موی
اشک و رخم ز عشقش چون برگ در خزان
[...]
ای بازوی شریعت از اقبال تو قوی
تابنده از جمال تو آثار خسروی
هر گه که در مهم معالی ندا دهی
جز پاسخ متابعت از چرخ نشنوی
فتنه غنوده گشت در ایام تو، که تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.