گنجور

 
صفایی جندقی

راه دیار یا مرا ای صبا بپوی

از تاب هجر و حسرت وصل منش بگوی

کای سست عهد ماه ستمکار کند مهر

وی سخت خشم یار دلازار تند خوی

ای شاه زود رنج من ای یار دیر صلح

ای ماه مهر سوز من ای ترک جنگجوی

یار رقیب بازم و شاه عدو نواز

ترک بهانه سازم و ماه لطیفه گوی

دانی شکستگی دل از حسرتم اگر

وقتی به تجربت زده ای سنگ بر سبوی

نزدیک شد به گردن جانم طناب مرگ

تا دورم از کشاکش آن زلف مشکبوی

زد زخمه ی فراق تو زخمی بدل مرا

کز تار موی و سوزن مژگان سزد رفوی

عشق تو و تن من باد وزان و خاک

شوق تو و دل من آب روان و جوی

با فر عشق کش همه شاهان گدای در

شد جان و سر به کوی تو کمتر ز خاک کوی

یکبار در تو آه صفایی اثر نکرد

آه از دلت که سخت تر از آهن است و روی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی

کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی

این ایغده سری به چه کار آید ای فتی

در باب دانش این سخن بیهده مگوی

تا صبر را نباشد شیرینی شکر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رودکی
فرخی سیستانی

ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی

اندیشه کرده ای که بدیدار آن روی

ایوان خواجه با توبه شهر اندورن بود

دیوانگی بود که تو جای دگر شوی

آن کس که هر دو دید، مر ایوان خواجه را

[...]

منوچهری

بنمود چون ز برج بره آفتاب روی

گلها شکفت بر تن گلبن به جای موی

چون دید دوش گل را اندر کنار جوی

آمد به بانگ فاخته و گشت جفتجوی

قطران تبریزی

آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی

از روی او دلم نشکیبد به هیچ روی

چشمم ز مهر ماهش گشته بسان ابر

جسمم ز عشق سروش گشته بسان موی

اشک و رخم ز عشقش چون برگ در خزان

[...]

وطواط

ای بازوی شریعت از اقبال تو قوی

تابنده از جمال تو آثار خسروی

هر گه که در مهم معالی ندا دهی

جز پاسخ متابعت از چرخ نشنوی

فتنه غنوده گشت در ایام تو، که تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وطواط
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه