از این خشم و غرور و سرگرانی
وزین بی رحمی و نامهربانی
ملامت ها کشد بر بی وفایی
قیامت ها کند در دلستانی
شکایت با که گویم ز آن پری روی
که دل بربود از دستم نهانی
به تیر اولم از پا در افکند
مرا آخر کشد زین شق کمانی
صنوبر گفتمش ماند به بالا
ولی آنرا نباشد این روانی
خرامان می رود گویی در این مرز
به راه افتاده سرو بوستانی
فرازان قامتی چون شاخ شمشاد
فروزان طلعتی چون نقش مانی
مگر دارد سرکشور گشایی
مگر دارد دل گیتی ستانی
بیا واعظ به خلوت خانه ی خاص
اگر خواهی خواص از زندگانی
عوام الناس را بگذار و بگذر
چه حاصل باشدت زین خرچرانی
صفایی در صفاتش من چه گویم
که نطقم بسته شد با این روانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساساتی نظیر خشم، غرور و بیرحمی پرداخته و شاعر از بیوفایی و درد دلش شکایت میکند. او از کسی که دلش را ربوده، گلهمند است و این احساس را به تصویر میکشد. شاعر به زیبایی و وقار معشوق اشاره دارد و تلاش میکند تا نقشی از دلستانی او را ترسیم کند. همچنین به دعوت واعظ اشاره میکند و از او میخواهد که به مسائل عمیقتر زندگی بپردازد، نه تنها به ظاهر و سطحینگری. در نهایت، شاعر میگوید که واژهها نمیتوانند وصف حال او را به خوبی بیان کنند.
هوش مصنوعی: از این خشم و تکبر و بیتوجهی و همچنین از این بیرحمی و عدم مهربانی چه کار کنم؟
هوش مصنوعی: سرزنشها به خاطر بیوفایی، ممکن است همچون قیامت در دل به وقوع بپیوندند.
هوش مصنوعی: از کی باید شکایت کنم دربارهٔ آن معشوق زیبایی که به طور پنهانی دل مرا ربوده است؟
هوش مصنوعی: با اولین تیر مرا به زمین انداخت، اما در نهایت، این کمان در خیال من را به انتها خواهد رساند.
هوش مصنوعی: به صنوبر گفتم که به بلندی خود ادامه دهد، اما او نمیتواند این حال و وضعیت را تحمل کند.
هوش مصنوعی: هنگامی که او با آرامش و وقار قدم میزند، به نظر میرسد که در این سرزمین، همچون سروی بزرگ و زیبا در باغی سرسبز، در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: شخصی با قامت بلند و زیبای شبیه به درخت شمشاد و چهرهای درخشان و دلانگیز مانند تصویر مانی است.
هوش مصنوعی: آیا کسی میتواند به حوالی دنیا فرمانروایی کند و دل این جهان را به دست آورد؟
هوش مصنوعی: بیا و در مکانی خصوصی با ما صحبت کن، اگر میخواهی با افراد خاص درباره زندگی و مسائل عمیق تر صحبت کنی.
هوش مصنوعی: به مردم عادی اهمیت نده و از کنارشان عبور کن، چرا که هیچ سودی از این حاشیهرویها به دست نخواهی آورد.
هوش مصنوعی: در مورد زیباییهای او چه بگویم که زبانم در توصیفش قاصر است و نمیتوانم از او سخن بگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
ولیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
به جام اندر تو پنداری روان است
و لیکن گر روان دانی روانی
به ماهی ماند ، آبستن به مریخ
بزاید ، چون فراز لب رسانی
شکفته شد گل از باد خزانی
تو در باد خزانی بی زیانی
همه شمشاد و نرگس گشتی ای دل
چه چیزی مردمی یا بوستانی
ز بوی موی پیچان سنبلی تو
[...]
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
و لیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.