بست زاهد از ردای خویشتن
پرده بر روی خدای خویشتن
هرچه پنهانتر کند پیداتر است
هرکه معبودش هوای خویشتن
روی تا کردم بدو، انداختم
گفتگوها در قفای خویشتن
پیش آن نوشین هان گو غنچه را
وامکن بند قبای خویشتن
دل گذشت از سینه و باقی گذاشت
آتش و دودی به جای خویشتن
بر سرم آمد چو افغانم شنید
آمدم ممنون ز نای خویشتن
تا ننالیدم به خونم برنخاست
شادم امروز از نوای خویشتن
می نهم سر دوست را برآستان
می کشم ز اندازه پای خویشتن
شاه را ز انعام درویشان چه عیب
گو مران از در گدای خویشتن
غیر من کاینجا مقیمم هرکه بود
رفت از راهی به رای خویشتن
غرق خواهی شد صفایی عنقریب
زین سرشک بحر زای خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی حال و احوال انسان در رابطه با خود و خداوند میپردازد. شاعر از پوشاندن واقعیات وجودی خود و تلاش برای پنهان کردن آنها سخن میگوید. هرچه بیشتر سعی کند خود را بپوشاند، ماهیت واقعی او نمایانتر میشود. شاعر از تمایل به گفتگو و نزدیکی به معبود یاد میکند و به یادآوری احساساتی چون عشق و نزدیکی به خدا و دوست میپردازد. همچنین، او به سرنوشت خود و اثرات آن بر زندگیاش اشاره میکند و در نهایت به سرانجام کار خود و لزوم پذیرش واقعیات میپردازد. مضمون کلی شعر، تأمل در خودآگاهی و ارتباط با معبود است.
هوش مصنوعی: زاهد، خود را از لباس و ظواهر دنیا دور نگه داشته و به طور پنهانی ارتباطی با خداوند خود دارد.
هوش مصنوعی: هرچه کسی بیشتر سعی کند خود را پنهان کند، در واقع بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. این موضوع به آن بستگی دارد که وقتی کسی معبود یا هدفش خودخواهی باشد، بیشتر در معرض دید دیگران خواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی به او توجه کردم، همه بحثها و صحبتها را کنار گذاشتم و به درون خودم پرداختم.
هوش مصنوعی: به او بگو که در برابر زیباییاش غنچه را نبندد و اجازه دهد که شکوفا شود.
هوش مصنوعی: دل رنجیده و افسردهای که دیگر تاب و تحمل ندارد، از سینه خارج میشود و به جای خود، فقط آتش و دودی بر جای میگذارد. این بیانگر حالتی از ناراحتی و سوختگی درونی است که هیچ چیز جز اثرات منفی باقی نمیگذارد.
هوش مصنوعی: وقتی صدای شیون و اندوه مرا شنیدند، به جانب خودم آمدم و از نوا و صدای وجود خود سپاسگزار شدم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از درد و رنج خود ناله نکردم، شادیام به اوج نرسید؛ اما امروز با صدای خودم دوباره سرشار از خوشحالیام.
هوش مصنوعی: من سر دوست را بر آستان میگذارم و از خودم فراتر میروم.
هوش مصنوعی: در این متن به این موضوع اشاره میشود که نباید به خاطر پاداشهای درویشان، به پادشاه انتقاد کرد و باید از در گدایی خود دور بماند. به عبارتی دیگر، انتقاد از پادشاه به خاطر اقداماتی که مخصوص درویشان است، بیفایده و غیرمنصفانه است.
هوش مصنوعی: بجز من که در اینجا حضور دارم، هرکس دیگری بر اساس تصمیم خودش از اینجا رفته است.
هوش مصنوعی: اگر به مراقبت و توجه به درون خود نپردازی، به زودی در اثر افکار و احساسات منفی خود غرق خواهی شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جملگی در ماجرای خویشتن
جملگی اندر بلای خویشتن
بیتو کوشم در فنای خویشتن
تیشهام اما بپای خویشتن
ریختی خونم بجرم دوستی
عاقبت دیدم سزای خویشتن
زد بتیغم بوسه بر دستش زدم
[...]
هر کرا یاری برای خویشتن
ما و یار بیوفای خویشتن
تا به کی در بزم خاص اغیار را
میتوان دیدن به جای خویشتن
محفلم را مطربی درکار نیست
[...]
کی سزا بینم به جای خویشتن
دیگری را خونبهای خویشتن
دردمندیم و دوای خویشتن
چشم داریم از خدای خویشتن
هرکرا دست دعایی برخداست
من به فکر مدعای خویشتن
از من ای ناصح زبان کوتاه دار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.