طالب من گر شود یک ره کسی
راهها بنمایمش هر سو بسی
چون مرا بشناسد از آیات من
عاشق آید بر صفات ذات من
شد چو عاشق وز من آگه شد همی
زان پس او را زنده نگذارم دمی
بس عجب نبود اگر کُشتم مَنَش
عاشق است و لازم آمد کشتنش
کشتن عاشق به هر مذهب رواست
خاصه این عاشق که معشوقش خداست
پس مرا ز آیین دین مصطفا
بر شهید خویش باید خونبها
وانکه هم منظور و هم مقبول من
گشت زانسان تا که شد مقتول من
هر دو عالم نیست خونش را بها
غیر من او را نشاید خونبها
هم منم دل برده، هم بیدل منم
هم منم مقتول و هم قاتل منم
کی سزا بینم به جای خویشتن
دیگری را خونبهای خویشتن
خویش را نه رایگانی بخشمش
کشتهام تا زندگانی بخشمش
کشتهٔ عشق ار شوی زنده شوی
تا ابد باقی و پاینده شوی
عشقبازی را شعار دیگر است
رسم او رسم دیار دیگر است
بی سبب با دوستداران دشمن است
دشمنی او همین تا کشتن است
کشتگان خویش را شد دوستدار
گر کشد عشق ای خوشا آن اعتبار
این بود آیین عشق،این کیش عشق
چاره جز مردن نباشد پیش عشق
هم نهان دارد به مردن زندگی
هم خداوندی نهان در بندگی
عشق اگر میراندت رو زنده باش
ور خداوندی بخواهی بنده باش
بندگی ما و تو نی بندگیست
حاصل این تا ابد شرمندگیست
بندگی چهبود خدا را یافتن
از خودی سوی خدا بشتافتن
هرچه جز حق از میان برداشتن
بندگی هم برکران بگذاشتن
نه عمل را راه در این شاهراه
علم را نه بار در این بارگاه
مدرکات ما همه وهم و خیال
حق تعالی شانهٔ عما یقال
چون رسید اینجا سخن خاموش شو
لب ببند و پای تا سر گوش شو
رازهای ناشنیده گوش دار
لیک در گفتن زبان خاموش دار
از مقیمان درِ میخانهام
میرسد هر دم زنو پیمانهام
در درون میکده آوازهاست
بر زبان چنگ و نی خوش رازهاست
رازها می آیدم زانجا به گوش
لیک میگوید سروشم شو خموش
باز ساقی ساغرم لبریز کرد
ز آتشین آبیم آتش تیز کرد
کوه از یک قطره مِیْ مدهوش شد
کی توانم من دگر خاموش شد
میندانم محرم از نامحرمی
هر که خواهد گو بیا بشنو همی
راز خوبان را چرا باید نهفت؟
راز ما بد سیرتان باید بگفت؟
راز خوبان را نگفتن کی رواست!
رازهای ما نهفتن را سزاست
خوبرو را روی بیپرده نکوست
آنکه در پرده بباید زشتروست
ماه کی باشد روا در زیر میغ
میغها پنهان بباید ای دریغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر درباره عشق و عاشقی صحبت میکند. او بیان کرده که اگر کسی طالب عشق باشد، راههای زیادی برای رسیدن به آن وجود دارد. وقتی شخص عاشق، صفات معشوق را درک کند، نمیتواند از عشقش جدا شود. شاعر میگوید که ممکن است به خاطر عشق، عاشق کشته شود و این موضوع در هر مذهبی قابل قبول است، به ویژه اگر معشوق خدا باشد. او اشاره به آیین عشق میکند که در آن، مرگ فرد عاشق به نوعی زنده شدن اوست.
عشق و بندگی از نظر شاعر عملی بالاتر از علم و معرفت است؛ زیرا هدف عشق رسیدن به خداوند و رهایی از خود است. او به رازهای عشق و ارتباط میان معشوق و عاشق اشاره میکند و میگوید که باید در این زمینه سکوت کرد تا به درک عمیقتری از عشق برسیم. همچنین او به اهمیت میکده و شرابنوشی به عنوان نشانهای از عشق و نزدیکی به خدا اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که باید رازهای عاشقی را بیان کرد و از پردهپوشی دوری جست.
هوش مصنوعی: اگر کسی در پی من بیفتد، من مسیرهای زیادی را به او نشان میدهم.
هوش مصنوعی: وقتی کسی با نشانهها و نشانهگذاریهای من آشنا شود، به عشق ویژگیهای وجود من خواهد آمد.
هوش مصنوعی: زمانی که او عاشق شد و از حال من آگاه گشت، از آن پس دیگر نمیگذارم لحظهای زنده بماند.
هوش مصنوعی: شگفتیای ندارد اگر او را بکشم، زیرا عاشق است و نیاز به کشتن او احساس میشود.
هوش مصنوعی: کشتن یک عاشق، بسته به اعتقادات مختلف، میتواند مورد قبول باشد، به ویژه وقتی که این عاشق معشوقش خدا باشد.
هوش مصنوعی: بنابراین، بر اساس اصول دین پیامبر اسلام، بر شهید خود نیاز به پرداخت دیه دارم.
هوش مصنوعی: کسی که هم مقصود من بود و هم مورد پذیرشم، از آن انسان تا زمانی که جانم را گرفت.
هوش مصنوعی: هیچ چیز در دو جهان ارزش خون او را ندارد و هیچکس نمیتواند بهایی برای خون او تعیین کند.
هوش مصنوعی: من هم عاشق هستم که دل را میبرم، هم دلی که بیدله است من هستم. من هم قربانی هستم و هم آن که میکشد، هر دو در وجود من وجود دارند.
هوش مصنوعی: چطور ممکن است که به خاطر شخص دیگری، جای خودم به او بپردازم و خون خودم را برای او بگذارم؟
هوش مصنوعی: من به خودم چیزی از دست ندادم، چون برای زنده نگهداشتن آنچه که عزیز است، جان خود را فدای آن کردهام.
هوش مصنوعی: اگر به عشق جان بدهی، برای همیشه زنده خواهی ماند و در وجودت جاودانگی پیدا میکنی.
هوش مصنوعی: عشق و عاشقی ویژگیها و قاعدههای خاص خودش را دارد و این قواعد با آنچه در دیگر مکانها و فرهنگها رایج است، متفاوت است.
هوش مصنوعی: دشمنی او با دوستداران بیدلیل است و همین حس و رفتار او میتواند به نابودیاش منجر شود.
هوش مصنوعی: دوستی که به خاطر عشق جان خود را از دست داده، جایگاه و اعتبارش بسیار ارزشمند است. اگر عشق باعث مرگ او شود، این امر شایستهی تحسین و خوشحالی است.
هوش مصنوعی: این بود اصول و راه و رسم عشق که هیچ درمانی جز مرگ در برابر عشق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در این جمله به این نکته اشاره شده است که در مرگ، نوعی زندگی نهفته است و همچنین در تسلیم و بندگی، وجود خداوند به طور پنهان وجود دارد. یعنی در حالتی که به نظر میرسد همه چیز به پایان رسیده، همچنان زندگی و وجود خداوند در زیر پوست این ظاهر نهان است.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو را از پای درآورد، با این حال زنده باش و اگر خواهان خداوندی هستی، بندگی او را بپذیر.
هوش مصنوعی: ما و تو در لیاقت بندگی یکدیگر نیستیم و این رابطه همواره ما را شرمنده خواهد کرد.
هوش مصنوعی: بندگی یعنی پیدا کردن خدا و گام برداشتن به سوی او با جدا شدن از خود و خواهشهای نفسانی.
هوش مصنوعی: هر چیزی جز حقیقت را کنار گذاشتن، به معنای رهایی از قید و بندها و پذیرش آزادی واقعی است.
هوش مصنوعی: در این مسیر علم، نه عملی میتواند راهی پیدا کند و نه دانشی میتواند به این مکان ارجمند وارد شود.
هوش مصنوعی: مدارک و مدارک ما همه فقط تخیلات و تصورات هستند و حقیقت در کلام خداوند نهفته است.
هوش مصنوعی: وقتی به این نقطه رسیدی، سکوت کن و لبهایت را ببند. تمام وجودت را آماده شنیدن کن.
هوش مصنوعی: رمز و رازهایی وجود دارند که باید آنها را در دل نگه داری، اما در صحبت کردن باید سکوت کنی و چیزی نگویی.
هوش مصنوعی: هر لحظه از میخانه، خبر تازهای به من میرسد و هر بار که به سراغ نوشیدنی میروم، پیمانهام پر میشود.
هوش مصنوعی: درون میکده، صداها و نواهای چنگ و نی وجود دارد که هر کدام رازهای زیبایی را به گوش میرسانند.
هوش مصنوعی: رازها از آنجا به گوشم میرسد، اما به من میگوید که ساکت باش و چیزی نگو.
هوش مصنوعی: ساقی دوباره جام من را پر کرد و از شراب داغی که در آن است، آتش عشق را شعلهورتر کرد.
هوش مصنوعی: کوه از یک قطره شراب مست و مدهوش شد، حالا من چگونه میتوانم دوباره سکوت کنم؟
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کسی را باید به عنوان دوستان نزدیک و چه کسی را به عنوان افراد بیگانه بشناسم. هرکسی که تمایل دارد، بیاید و حرفهای مرا بشنود.
هوش مصنوعی: چرا باید اسرار خوبان را پنهان کرد؟ اما راز ما افرادی که در مسیر نادرست قرار داریم، باید بیان شود.
هوش مصنوعی: نه گفتن رازهای خوبان کار درستی است! اما رازهای ما باید پنهان بمانند و حق دارند که مخفی بمانند.
هوش مصنوعی: زیبایی روی خوبان بهطور طبیعی و بیپرده خود را نشان میدهد، در حالی که کسی که زشت است، برای اینکه خود را زیبا جلوه دهد، باید در پرده و پنهانی باشد.
هوش مصنوعی: ماه در زیر ابرها نمیتواند به خوبی دیده شود، باید افسوس خورد که او پنهان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.