تا سیر سرو و سوری آن سیم تن کنم
حاشا که یاد سرو و هوای سمن کنم
هر کین که می کشد فلک از من ولی دگر
محکم به مهر آن مه پیمان شکن کنم
صد پیرهن قبا کنم امروز تا شبی
با دوست جایگه به یکی پیرهن کنم
خاک در تو گردم اگر آسمان ز رشک
راضی شود که بر سر کویت وطن کنم
چندان به زخم تیغ تو شادم که وقت نیست
تا فکر چاره دل خونین بدن کنم
در دست دلبر است دل اما قیاس حال
از درد و داغ لاله گلگون کفن کنم
کو فرصتی که با غم عشق و خیال دوست
تدبیر حال شیفته خویشتن کنم
صد جام زهر بی تو فرو ریزدم به کام
هر دم که یاد آن لب نوشین دهن کنم
گر دل قدم برون نهد از خط بندگیت
بر گردنش از آن خم گیسو رسن کنم
جان خار تن صفایی و تن خاک راه باد
با او اگر مضایقه از جان و تن کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و دلشکستگی شاعر است. شاعر از آرزوی دیدن معشوق خود صحبت میکند و میگوید که حاضر است برای او همه چیز را فدای کند. او به زیبایی معشوق و درد ناشی از دوری از او اشاره میکند و بیان میکند که چقدر از زخمها و رنجها راضی است. این عشق و دلتنگی باعث میشود که شاعر همیشه به یاد معشوق باشد و هر لحظه را با خیال او پر کند. او همچنین از گذراندن وقت با دوست و جستجوی راهی برای تسکین دل صحبت میکند، و در نهایت، عشق او به حدی عمیق است که حاضر است جان و تن خود را فدای آن کند.
هوش مصنوعی: من هرگز نمیخواهم به یاد آن زیبایی و خوشبوئی که به سرو و گل سمن مربوط میشود برگردم، تا زمانی که از زیبایی و جذابیت او بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: هرچقدر که سرنوشت بر من سختی و کینه روا دارد، باز هم من با وجود آن همه ناامیدی، به عشق و وفای آن معشوق عهدشکن ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: امروز تصمیم دارم که به خاطر دوستی، لباسهای زیادی بپوشم تا در شب به یک لباس ساده بسنده کنم و کنار او باشم.
هوش مصنوعی: اگر آسمان از حسادت به تو خوشحال شود، من به حدی به تو ارادت دارم که دوست دارم به خاک تو تبدیل شوم و در مکان تو زندگی کنم.
هوش مصنوعی: من آنقدر از زخمهای تو خوشحالم که وقت نکردهام دربارهی درمان دل خونینم فکر کنم.
هوش مصنوعی: دل من در دستان محبوب قرار دارد، اما حال و احوالم به قدری بد است که باید برای درد و رنجی که کشیدهام، خود را در گلهای سرخ لاله بپیچم.
هوش مصنوعی: آیا زمانی پیدا میشود که بتوانم با اندوه عشق و خیال معشوق، حال بدم را سامان بدهم و به خودم برسم؟
هوش مصنوعی: هر روز به یاد آن لب شیرین تو، صد جام زهر را در کام خود میریزم.
هوش مصنوعی: اگر دل از مسیر بندگی تو خارج شود، من با آن گیسوی تابدار، بر گردنش مانند یک ریسمان آن را مهار میکنم.
هوش مصنوعی: جان من مانند خار است و تن من در مسیر باد به راحتی قرار دارد؛ اگر بخواهم از جان و تن خودم دریغ کنم، چگونه میتوانم این کار را انجام دهم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
آمد بهار و فکر شراب کهن کنم
حاشا که با جمال جهانگیر عارضت
نظاره جانب گل و برگ سمن کنم
در دوزخ از خیال توام دست میدهد
[...]
هر گه به سیر لاله نظر در چمن کنم
یاد از علی اکبر گلگون کفن کنم
اوراق گل چو بنگرم آمود خاک و خون
نسبت به نعش قاسم خونین بدن کنم
شاخی چو سبز و تازه ز نخلی فتد جدا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.