هر گه به سیر لاله نظر در چمن کنم
یاد از علی اکبر گلگون کفن کنم
اوراق گل چو بنگرم آمود خاک و خون
نسبت به نعش قاسم خونین بدن کنم
شاخی چو سبز و تازه ز نخلی فتد جدا
گشتن جدا تصور دستی ز تن کنم
یاد از دو دست میر علمدار کربلا
عباس آن دلاور اژدر فکن کنم
تا گشت نخل و نسترنش چنگ سود خاک
حاشا که رای سرو و هوای سمن کنم
جاوید نفس ناطقه لال آید از مقال
گر شرحی از سکینه ی شیرین سخن کنم
گر ممکن آیدم همه کیهان فراز و شیب
در هر قدم به سوگ تو صد انجمن کنم
زانگیز حزن و حسرت و اندوه این عزا
دل ها به سینه ها همه بیت الحزن کنم
تا داغ لعل و جزع تو نقشم بدل شود
نام از بدخش رانم و یاد از یمن کنم
تنها به تاب شورش سودای کربلا
آشفته تر ز زلف شکن برشکن کنم
از باز پس افتادن عهد بلای وی
تا رستخیز سرزنش خویشتن کنم
او تشنه وگرسنه سزد جای آب و نان
من خاک و خون سرشته به هم در دهن کنم
دل سرد بر بقای تن از داغ یان غریب
در بنگه فناست روا گر وطن کنم
ذکر مصیبتی که خدا بایدش سرود
دارد کمال نقص بیانی که من کنم
دامان و دست و دیده و دل پاک کرده اند
اصحاب وی که ثوب ریا چاک کرده اند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به یادآوری مصائب عاشورا و شهدای کربلا پرداخته است. شاعر با بیان تصاویری از دلاوری و فراق علی اکبر و عباس (علیهما السلام) و دیگر شهدا، احساس غم و اندوه عمیق خود را ابراز میکند. او به سراغ یادآوری لحظات تلخ کربلا میرود و به وصف حال خود در این مصیبت میپردازد. همچنین، در این شعر، تذکر به نقش وفاداری یاران امام و پاکی آنها در عرصه نبرد وجود دارد. شاعر هر بار که به یاد کربلا میپردازد، به عمق احساس خود و ارتباط عاطفیاش با این واقعه فجیع اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر بار که به لالهها در باغ نگاه میکنم، یاد علی اکبر، جوانی که به خون خود آغشته شد، برایم زنده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی به گلها نگاه میکنم، یاد خاک و خون میافتم و نسبت به جسد قاسم که خونی و آسیبدیده است، احساسی bittersweet دارم.
هوش مصنوعی: اگر شاخهای سبز و تازه از درخت نخیلی جدا شود، میتوانم تصور کنم که این شاخه به تنهایی و به دور از درخت بزرگش زندگی میکند.
هوش مصنوعی: به یاد دو دستی که عباس، علمدار کربلا، با دلاوری خود برای دفاع از حق و حقیقت از دست داد، فکر میکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که درخت نخل و گل نسترن درخشندگی خود را دارند، هرگز خاک را نادیده نخواهم گرفت و به جای آن به سرو و عطر سمن نمیپردازم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از آرامش و زیبایی کلام بگویم، نفس جاوید و گویای من از حیرت و شگفتی خاموش میشود.
هوش مصنوعی: اگر امکانش باشد، تمام جهان را در هر قدم به خاطر تو به سوگ مینشینم و صدها مجلس سوگواری برپا میکنم.
هوش مصنوعی: از شدت حزن و ناراحتی این عزاداری، دلها به شدت در سینههایشان میتپد و همهی آنها را به خانهای پر از غم تبدیل میکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی و درخشندگی تو بر دلم تأثیر بگذارد، نام بدخشان را از ذهنم پاک میکنم و به یاد یمن میافتم.
هوش مصنوعی: تنها به دلیل اشتیاق و شور و هیجانی که برای کربلا دارم، بیشتر از آنکه به خاطر زیبایی موهایش، دلم را میشکنم.
هوش مصنوعی: از زمانیکه عهد و پیمانش را شکسته است، تا روز قیامت خودم را سرزنش و ملامت میکنم.
هوش مصنوعی: او به شدت گرسنه و تشنه است و حق دارد که به دنبال آب و نان باشد. من هم با خاک و خون آمیخته میشوم تا در دهان او بگذارم.
هوش مصنوعی: دل خستهام از اینکه عمرم رو به پایان است و به خاطر ناراحتیهای غریب، نگران آیندهام هستم. آیا جایز است که در سرزمین خودم به آرامش برسم؟
هوش مصنوعی: وقتی که دربارهی مصیبتی صحبت میکنم که خداوند خود باید برای آن شعر و نغمهای داشته باشد، در واقع به محدودیتهای خود در بیان آن اشاره میکنم و میفهمم که نمیتوانم به درستی از آن بگویم.
هوش مصنوعی: یاران او دامن و دست و چشم و دل خود را پاک کردهاند، چونکه زار و دروغ را کنار گذاشته و به راستگویی روی آوردهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.